ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧٦ - (آنچه سبب جواز فسخ عقد نكاح است)
(آنچه سبب جواز فسخ عقد نكاح است)
٤٤٩٥- عبد الرّحمن بن أبى عبد اللَّه گويد: امام صادق ٧ فرمود:
چهار مورد است كه مرد ميتواند عقد زناشوئى خود را فسخ كند: ١- زن مبتلا بمرض برص و پيسى باشد. ٢- مبتلا به بيمارى جذام باشد، ٣- ديوانه باشد. ٤- رحمش داراى غدّهاى باشد كه مانع از كامگيرى شود، و مرد در صورتى حقّ فسخ نكاح را در اين مورد دارد كه با زوجه دخول حاصل نشده باشد، كه هر گاه دخول نموده باشد حقّ فسخ ساقط مىشود.
شرح: «مشهور هفت چيز را موجب خيار فسخ براى زوج مىدانند، و كورى و عدم حيض و يكى بودن مخرج بول و غائط را مىافزايند بحسب رواياتى كه رسيده است و هر يك از اين عيوب را در صورتى موجب خيار ميدانند كه پيش از عقد نكاح بوده باشد نه آنكه پس از عقد پيدا شده باشد و در موجب بودن خيار اگر پس از عقد عيب پيدا شده باشد اختلاف دارند، و اگر دخول پيش از حدوث عيب باشد آن را نيز موجب خيار ندانند، و نيز بايد دانست كه خيار فسخ غير از طلاق است كه مرد بدون اين سببها باز ميتواند طلاق دهد».
٤٤٩٦- محمّد بن مسلم از امام باقر ٧ پرسيد: مردى زنى را از خانوادهاى خواستگارى كرد و پس از انجام عقد او را «اعور» يعنى از يك چشم كور يافت در حالى كه براى او توضيح نداده بودند كه آن زن معيوب است آيا ميتواند عقد را فسخ نمايد؟ امام ٧ فرمود: او را ردّ نكند و همانا فسخ نكاح در مورد ديوانگى و