ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧ - (باب سر آغاز ازدواج در بنى آدم) *
فرستاد، و امر فرمود كه آدم او را بزوجيّت يافت درآورد و آدم اين فرمان را انجام داد، پس شيث داراى فرزند پسرى شد و يافت نيز داراى فرزند دخترى گرديد، آنگاه چون اين دو فرزند به حدّ بلوغ رسيدند خداوند عزّ و جلّ امر فرمود تا آدم، دختر يافت را به عقد نكاح پسر شيث در آورد و آدم اين فرمان را نيز اجرا كرد، پس خالصان و پاكان از انبياء و فرستادگان از نسل اين دو فرزند ميباشند، و پناه بر خدا از آنكه گفتهاند از امر برادران و خواهران.
شرح: «مؤلّف اين خبر را در كتاب علل الشّرائع از پدرش علىّ بن- بابويه، از محمّد بن يحيى عطّار قمى كه از مشايخ حديث است، از حسين بن حسن بن ابان كه توثيق شده است، از محمّد بن اورمه كه ضعيف و غير معتمد است، از حسين بن يزيد نوفلى، از على بن داود يعقوبى كه شخص و حالش هر دو مجهول است، از حسن بن مقاتل كه او نيز مانند راويش مجهول الشّخص و الحال است از كسى كه از زراره شنيده و نامش را نبردهاند، و او از زراره نقل كرده است، و خبر علاوه بر اينكه سندى قابل اعتماد ندارد و ضعيف و مجهول و مرسل است متن آن نيز عليل ميباشد زيرا بنا بر آنچه نقل شده آدم ٧ داراى دختر نيز بوده و بر اساس اين خبر بايد آنها بدون شوهر و بلا عقب مانده باشند و اين بر خلاف مشيّت كثرت نسل است.
و نيز بايد دانست كه اين گونه مطالب كه بصورت خبر نقل شده غالبا از نظر سند خبر واحد محسوب مىشود، و در سلسله روات آن فرد يا افراد ناشناس موجود است و از حيث اعتماد بسيار ضعيف مىباشد و اطمينان به صدور آن از حضرات معصومين عليهم السّلام نيست، علاوه بر اينكه معارض نيز دارد بخصوص اين خبر، و اخبار معارضش از نظر سند و متن قوى بلكه صحيح هستند، و با قرآن- كه فرموده:
خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً و ضمير تثنيه (منهما) به آدم و حوّا باز ميگردد نه به ديگران- موافق است، پس