ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٢٩ - باب عاقله
خانواده دارد،
و من اكنون او را بهمراه فلان فرزند فلان بخصوصيّات و نشانى چنين و چنان بنزد تو فرستادم، و چون بر تو وارد شدند بيارى خداوند، و كتاب مرا قراءت كردى در باره او تفحّص و جستجو كن و بپرس از اينكه آيا خويشاوندى از مسلمين دارد يا نه، و چنانچه از اهل موصل بود و در آنجا خويشان مسلمانى داشت كه در موصل بدنيا آمدهاند پس كليّه را نزد خود بخوان، سپس بنگر آيا ميان آن جماعت مردى هست كه از او ارث برد از آن سهامى كه در كتاب خداوند براى ميراثخواران معيّن فرموده كه ديگرى وى را از آن باز نمىدارد، پس او را ملزم به پرداخت ديه مقتول بدار، و از وى بتدريج تا مدت سه سال بستان، و چنانچه در آنجا خويشاوندى كه ارث بر از سهامى كه در كتاب خدا معيّن شده است ندارد، و خويشان موجودش همه در يك طبقه هستند، پس همه ديه را بر خويشان پدرى و مادرى او از مردان كه بسنّ بلوغ رسيدهاند و مسلمانند توزيع كن بدين صورت كه بر خويشان پدرى دو سوّم و بر خويشان مادرى يك سوّم ديه را مقرّر دارى، و اگر خويشاوند مادرى نداشت، پس آن ديه را به خويشان پدرى او از مردان مسلمان تقسيم كن و آنان را به پرداخت آن تا مدّت سه سال مأمور ساز، و اگر خويشى، نه از جانب پدر و نه از جانب مادر نداشت، پس ديه را