ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣١٨ - باب ذكر پارهاى از آنچه رسول خدا
ناراضى باشد و شكايت باين و آن برد و شكيب نكند و بحساب خداوند نگذارد، عمل نيكى از وى بالا و بآسمان نرود، و خداوند عزّ و جلّ را ديدار كند در حالى كه بر وى خشمگين باشد، مگر اينكه توبه كند.
و نهى فرمود از آنكه مرد در راه رفتن بخود ببالد و با تبختر گام بردارد، و فرمود:
هر كس لباسى بپوشد و در آن بخود باليدن گيرد، خداوند او را بكنار دوزخ فرو برد آنگاه همدم قارون گردد، چرا كه قارون اوّل كسى بود كه تبختر كرد و فخر فروخت پس خداى متعال او و سرايش را بزمين فرو برد، هر كس تكبّر كند پس بتحقيق با خداوند در كبريائيش ستيز نموده است.
و فرمود: هر كس در باره پرداخت مهريّه و صداق همسرش بدو ستم كند، وى در نزد خداوند زانى محسوب مىشود، و خداوند عزّ و جلّ در روز قيامت او را گويد:
بنده من جاريهام را بتو با پيمانى بهمسرى دادم، و تو پيمان را وفا ننمودى و به آن جاريه ستم كردى، پس از حسنات و اعمال نيك كه آن مرد داشته باندازه طلب آن زن برگيرند و بآن جاريه دهند، و هر گاه عمل خيرى براى او باقى نماند، امر فرمايد او را بدوزخ برند بسبب پيمانى كه آن را شكسته و وفا ننموده، و در مقابل عهد و پيمان