ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٧٥ - باب نوادر
دنيا خورند و اگر بميرند محزونم سازند و اندوهشان را خورم.
٤٩١٧- و رسول خدا ٦ در دعايش مىگفت: «پروردگارا من براستى بتو پناه مىبرم از فرزندى كه بر من سرورى كند، و از مالى كه در راه غير حقّ صرفش كنم، و از همسرى كه مرا قبل از اينكه پير شوم پير سازد، و از دوستى و رفيقى مكّار كه با ديدهاش بمن بنگرد و در دلش بر ضرر و نابودى من بينديشد، اگر از من خيرى ببيند او را پنهان كند و دفن نمايد، و اگر كار نادرستى ديد آن را به ديگران برساند و مرا رسوا كند، و پناه ميبرم بتو اى خدا از درد شكم.
هنگامى كه خيرى از ديگران در باره من شنوند كر باشند، و وقتى بزشتى و فساد ياد شوم يكپارچه گوش باشند.
٤٩١٨- و امام صادق ٧ فرمود: سه چيز است كه در هر كس نباشد هرگز اميد خيرى به او نيست: كسى كه در نهانى از خداوند نهراسد، و در هنگام سالخوردگى از جهالت و كار زشت دست بردار نباشد، و از عيب داشتن باكى نداشته باشد.
٤٩١٩- و امام صادق ٧ فرمود: براستى كه برخى از شما با همسرتان چنان نزديكى مىكنيد كه چون از بستر شما برخيزد و به شخصى زنگى رسد بر وى