ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٦٧ - بابى در باره عقيقه و برداشتن كام نوزاد و نام و كنيه او و تراشيدن موى وى و سوراخ كردن گوشها و ختنه او
روى خود را يك جا بسوى آن معبودى كه آسمانها و زمين را سرشت، مىگردانم در حالى كه رو بسوى حقّ و تسليم اويم و از گروه مشركان نيستم، و همه نيايش و عبادت و زندگى و مردنم براى خداوند پروردگار عالميان است كه انبازى ندارد، و به اين دستور مأمورم و از زمره مسلمانان ميباشم، پروردگارا همه از جانب تو است و براى تو، بسم اللَّه و اللَّه اكبر، پروردگار اين عقيقه را از اين نوزاد قبول فرما».
٤٧٢٣- در حديثى ديگر از امام صادق ٧ چنين است كه هنگام سر بريدن حيوان اين كلمات را گويند: «اللّهمّ منك و لك ما وهبت و أنت أعطيت، اللّهمّ فتقبّله منّا على سنّة نبيّك» (بار الها از سوى تو است و براى تو و تو خود آن را بما بخشيدهاى، پروردگارا از ما بپذير بر همانسان كه دستور رسول تو است) و بر خداوند از شرّ شيطان رانده شده پناه بر، و آنگاه نام خدا بر زبان جارى ساز و حيوان را سر ببر و بگو: «لك سفكت الدّماء، لا شريك لك، و الحمد للَّه ربّ العالمين، اللّهمّ اخسأ عنّا الشّيطان الرّجيم» خداوندا براى تو قربانى شده است همتائى براى تو نيست. ستايش تنها مخصوص خداوند جهانيان است، پروردگارا شيطان از رحمت دور را، از ما بران».
أمّا ختنه نسبت به پسران واجب و براى دختران حسن و سربلندى است.
٤٧٢٤- غياث بن ابراهيم از امام صادق از پدرش امام باقر عليهما السّلام نقل كرده كه فرمود: علىّ ٧ فرموده: ختنه نكردن زنان مانعى ندارد ولى مردان چاره