ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٦٩ - بابى در باره عقيقه و برداشتن كام نوزاد و نام و كنيه او و تراشيدن موى وى و سوراخ كردن گوشها و ختنه او
الغنى، و ادفع عنه الفقر، فإنّك تعلم و لا نعلم» (بار الها اين فرمان تو است و روش پيامبر تو صلوات اللَّه عليه، و پيروى ما است از تو و رسولت بخواست و ارادهات، و انجام امرى كه تو آن را خواسته و ناگزير فرموده و آن را اجرا ساختهاى، پس سوزش تيزى آهن را بدو چشانيدى در ختنه كردنش و حجامت نمودنش براى امرى كه تو خود از من بدان داناترى، پروردگارا وى را از پليديهاى اخلاقى و روانى پاك گردان و بر عمرش بيفزا، و آفات را از بدنش دور ساز و دردها را از پيكر وى بگردان، و بىنيازى او را افزون كن، و نادارى را از او دور بنما، آرى تو ميدانى و ما نمىدانيم). آنگاه امام صادق ٧ فرمود: هر كس اين كلمات را هنگام ختنه فرزندش نگفت پس پيش از آنكه فرزندش بالغ شود بر او بخواند، و چنانچه خواند از تيزى و برندگى اسلحه و كارد در قتل و غير آن در امان باشد.
و مستحب است كه چون فرزند بدنيا آمد همان دم در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفته شود و سقّش را با آب فرات اگر ممكن باشد بردارند.
شرح: «استجباب اذان و اقامه در دو گوش نوزاد شايد بدان جهت باشد كه قبل از شنيدن هر چيز ابتداء سيمهاى گيرنده صوت مغز او با نداى تكبير و توحيد و عقائد حقّه آشنا شود و در بزرگى هيچ چيز را بر نماز مقدّم ندارد».
٤٧٢٧- هارون بن مسلم گويد: طىّ نامهاى بامام عسگرى ٧ نوشتم كه داراى فرزندى گشتم و سر او را تراشيده، با درهم وزن كرده آن را تصدّق