ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٥٠ - باب«رضاع» بمعنى شير دادن بطفل نوزاد
٤٦٧١- مالك بن عطيّه گويد: از امام صادق ٧ در باره شخصى كه همسرى اختيار كرده و زن از وى حامله گشته و پسرى آورده و از شيرش دخترى را شير كامل داده بود پرسيدم كه: آيا پسر مرد صاحب شير كه از همسر ديگر او است ميتواند با آن دختر كه زن پدرش شير داده تزويج كند، فرمود: نه، زيرا وى بمنزله خواهر رضاعى او است، چون شير از يك مرد حاصل شده است.
شرح: «اين خبر دلالت دارد بر اينكه شيرى كه از يك شوهر حاصل شده است در ايجاد محرميّت كافى است هر چند زنان شير دهنده متعدّد باشند».
٤٦٧٢- فضيل بن يسار گويد: امام صادق ٧ فرمود: حرمت نياورد هيچ شيرى جز آنچه مجبور باشد، گويد: پرسيدم: مجبور چيست؟ فرمود: مادرى كه بپروراند، يا دايهاى كه اجيرش كرده باشند، و يا كنيزى كه خريدارى شده باشد.
شرح: «كلمه «مجبور» در روايت تهذيب با تاء تأنيث «مجبورة» آمده است و در پارهاى از نسخ «محبورة» با حاء بىنقطه، و در برخى «مخبورة» با خاء ذكر شده است، و به صورتى كه در متن آمده است صفت شير خواهد بود، و أما در تهذيب بهر سه صورت ذكر شده صفت زن شير دهنده است، و نيز حصر را فقهاء اضافى دانستهاند، و چنانچه زنى تبرّعا طفلى را شير دهد و شرائط ديگر موجود باشد گويند حرمت مىآورد».
٤٦٧٣- علاء بن رزين گويد: امام صادق ٧ فرمود: شير حرمت