اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٦٢
قاعده دوم: جايگزين شدن اسم اشاره به جاى طرف و متعلق خود
از آنجا كه نسبت اشاريه، متقوم به ارجاع به طرف و اشاره به آن است- نظير معناى «هذا» كه اشاره به مشاراليه و مستعملفيه كلمه «هذا» است-، اسم اشاره در كاربرىهاى لفظى، مىتواند جايگزين متعلق و طرف خود بشود، و در تركيب جمله، به جاى متعلق و طرف خود بنشنيد. مثلًا در جمله «زيد عالم»، كلمه «هذا»، كه اشاره به «زيد» و نسبتى متعلق و متقوم و منطبق بر طرف است كه «زيد» است، مىتواند جايگزين لفظ «زيد» بشود، و لذا مىتوان به جاى «زيد عالم» گفت «هذا عالم».
قاعده سوم: امكان محسوس بودن طرف اسماء مبهمات
طرف معناى اسماء مبهمه، مىتواند محسوس باشد. نظير «هذا زيد». و مىتواند نامحسوس باشد، نظير «ذلكم الله ربكم»، و مىتواند بهوسيله عنوانى كه منطبق بر آن است، ملفوظ باشد، نظير «هذا اخى»، و مىتواند غيرملفوظ باشد؛ نظير: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، بنابر اينكه «هو»، ضمير شأن است.