اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٩ - اشكال محقق خويى(رحمه الله) بر اين نظريه
المعنى الحرفى غير ملتفت إليه حال الاستعمال بل الملتفت إليه هى المعانى الاسميّة الاستقلالية[١].
نتايج اين نظريّه:
از جمله نتايجى كه بر اين نظريه مترتب مىشود اين است كه حروف براى نسبت خارجى وضع نشده بلكه براى نسبتى كه در ربط كلامى ايجاد مىشود وضع شدهاند. اين نسبت، وجودى در عرض وجود نسبت خارجى داردو رابطهاش با نسبت خارجى، نظير رابطهاى است كه بين سايه و شخص، يا ظل و ذىالظل وجود دارد، نه رابطهاى كه بين مفهوم و مصداق و نه رابطهاى كه بين حاكى و محكىعنه وجود دارد و لذا گاه با نسبت خارجى تطابق دارد و گاه ندارد[٢].
اشكال محقق خويى (رحمه الله) بر اين نظريه:
محقق خويى بر مبناى محقق نايينى در تبيين معناى حرفى اعتراض مىكند. حاصل اشكال ايشان در دو مطلب زير خلاصه مىشود:
١) لازمه عدم استقلاليت معانى حرفى در عالم مفهوميت، ايجاديت نيست؛ زيرا تلازمى بين عدم استقلال و ايجاديت وجود ندارد. لازمه اينكه معنايى وابسته به معنا يا معانى ديگر باشد، اين نيست كه در ظرف كلام ايجاد شود و نتواند با قطع نظر از مقام كلام و استعمال وجود داشته باشد؛
٢) نتيجه ايجاديت معانى حرفيه آن است كه وجودى جز در ظرف كلام و استعمال نداشته باشند، با آنكه مهمترين خاصيت معانى حرفيه، ايجاد ربط بين معانى كلام واحد است و چنين ايجادى در صورتى ممكن است كه معناى رابط، صرف نظر از
[١] . اجود التقريرات، ج ١، ص ٢١.
[٢] . همان.