اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٧٢ - مقدمه سوم
مقدمه دوم:
هر نسبت كلامى سه ظرف تحقق و وجود دارد:
١) ظرف خارج، كه محل وجود نسبت خارجى است، نظير نسبتى كه در خارج بين «زيد» و «دار» برقرار است و از آن به جمله «زيد فى الدار» تعبير مىكنيم؛
٢) ظرف ذهن متكلم، كه ظرف وجود نسبتى است كه بين «زيد» و «دار» در ذهن متكلم برقرار مىشود؛
٣) ظرف ذهن سامع، كه ظرف وجود نسبتى است كه بين «زيد» و «دار» در ذهن سامع برقرار مىشود.
بين اين سه نسبت، هيچ وجه ماهوى و ذاتى جامعى وجود ندارد و اصولًا امكان وجود جامع ذاتى بين اين سه نسبت نيست؛ زيرا هر يك از اين سه نسبت به شخص طرفين خود تقوّم دارد. يعنى نسبت خارجى بين «زيد» و «دار» به شخص خارجى «زيد» و «دار» تشخص و تقوم دارد و نسبت در ذهن متكلم بين تصور «زيد» و تصور «دار»، به شخص اين دو صورت ذهنى متشخص و متقوم است و همچنين است نسبتى كه در ذهن سامع برقرار مىشود. روشن است، انتزاع جامع ماهوى ذاتى، در صورتى امكانپذير مىباشد كه با سلب مشخصات فردى، ذات و ماهيت باقى بماند، در حالى كه با توجه به اتحاد ذاتى كه اين نسبتهاى سهگانه با مشخص و مقوم- يعنى طرفين نسبت- دارند، به مجرد حذف مشخصات فردى، مقومات ذاتى آن نيز منتفى مىشوند. بنابراين انتزاع هرگونه جامع ماهوى ذاتى بين اين سه نوع نسبت، غير ممكن است.
مقدمه سوم:
در نتيجه آنچه در مقدمه دوم گفته شد- يعنى اتحاد مقوم و مشخص با معانى نسبى- اين معانى هيچگونه تقرّر ذاتى و ماهوى قبل الوجود ندارند؛ زيرا به دليل اتحاد اين معانى با «مابهالتشخص و مابهالتقوم» تنها در صورتى مقومات اين معانى تقرر يافته و