اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٩٩ - \* جواب استاد شهيد به آخوند(رحمهما الله)
دلالتى ضمنى ناشى از دلالت عام بر تمام افراد بوده است كه اين دلالت به سبب قرينه دال بر تخصيص از كار افتاده است[١].
\* جواب استاد شهيد به آخوند (رحمهما الله):
حاصل كلام استاد شهيد صدر در مقام دفع اشكال صاحب كفايه چنين است:
ادعاى وحدانيت مدلول وضعى عام وقتى قابل قبول خواهد بود كه بنا را بر مسلك تعهد در وضع الفاظ بگذاريم؛ بدين معنا كه واضع، تعهد كرده است لفظ عام را جز در موارد اراده عموم افراد بهكار نبرد، و در اينجا تعهّدى جز اين نداريم. امّا مسلك صحيح و مشهور در وضع، مسلك ديگرى است بدين شرح كه اولًا: دلالت وضعى، دلالت تصورى است نه تصديقى؛ ثانياً: در نتيجه وضع، بين لفظ و معنى رابطه دلالت تصورى به وجود مىآيد نه تصديقى و ثالثاً: دلالت تصديقى بر مراد استعمالى و نيز بر مراد جدى ناشى از ظهور حالى و سياقى كلام متكلم است. بنابراين مسلك- يعنى مسلك مشهور- حق، انحلاليت دلالت استعمالى عام نسبت به افراد است. توضيح اينكه اصالةالحقيقة كه مبناى دلالت استعمالى كلام است، و به موجب آن لفظ در معناى حقيقى خود ظهور دارد، داراى دو حيثيت است:
١. ظهور كلام متكلم در قصد اخطار موضوعله يعنى مدلول تصورى وضعى در مقابل قصد اخطار غيرمعناى موضوعله. اين ظهور تنها براى نفى قصد اخطار معناى ديگرى كه موضوعله لفظ نيست به كار مىآيد، امّا براى نفى قصد اخطار جزء معناى موضوعله- نظير حصهاى از افراد عام- به كار نمىآيد؛ زيرا اگر لفظ را براى اراده اخطار بخشى از معناى لفظ (مثلا حصهاى از افراد عام) به كار برند، منافاتى با اين جنبه از ظهور استعمالى سياقى لفظ ندارد.
[١] . كفاية الاصول، ج ١، ص ٣٠٢.