اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٩٢ - اقسام لحاظ تصديقى ماهيت
اين سه قسم، مربوط به لحاظ تصورى محض ماهيت بود. تعلق ماهيت در اين مرحله را تعقّل أوّلى مىناميم و ماهيت معقول به اين نحو تعقل را ماهيت معقول اول مىگوييم.
اقسام لحاظ تصديقى ماهيت:
ذهن مىتواند با تعقّلى ديگر و با لحاظ تصديقى به اين اقسام سهگانه بنگرد، و پس از لحاظ تصديقى، از قسم اول لحاظ ماهيت، وصف اطلاق را انتزاع كند و آن را ماهيت مطلقه بنامد، همانگونه كه مىتواند دو قسم ديگر را مورد لحاظ قرار داده و وصف تقييد را از آنها انتزاع نموده و بر آنها حمل كند و آنها را «ماهيت مقيده» بنامد.
ذهن، دگربار مىتواند ماهيت را از قيد اطلاق و تقييد جدا كند و آن را مقسم ماهيت مطلقه و ماهيت مقيده برشمارد، و بدين ترتيب، چهار نوع تصور مربوط به تعقل ثانوى ماهيت يا ماهيت به لحاظ عالم معقول ثانوى، به دست خواهد آمد. در اين تقسيم، «ماهيت» بدون قيد اطلاق و تقييد، جامع اقسام سه گانه لحاظ اول يعنى لحاظ تصوّرى خواهد بود. و لذا، حقيقتاً «ماهيت لا بشرط مقسمى» خواهد بود؛ بنابراين «لا بشرط مقسمى»، از شؤون ماهيّت به لحاظ تعقل ثانوى و در عالم معقول ثانوى است، نه در عالم تعقل أوّل.
بلكه اساساً لحاظ ماهيت به تعقل اول قابل تقسيم نيست؛ زيرا ماهيت در لحاظ تصورى فانى در ملحوظ است. هرگونه تقسيم در مورد لحاظ تصورى اول ماهيات، متوقف بر اين است كه لحاظ به آنها تبديل به لحاظ تصديقى شود، يعنى به خود لحاظ بنگريم تا بتوانيم آن را به اقسامى تبديل كنيم، و در اين صورت، اقسامى كه به دست مىآيند، با لحاظ ثانوى در عالم معقول ثانى بهدست آمدهاند.
از آنچه گفتيم، چنين نتيجه مىگيريم، ماهيت به لحاظ تصورى، مربوط به تعقل اول، سه نوع بيشتر نيست ماهيت مطلقه، يا لا بشرط- به معناى تهى از قيد وجودى يا عدمى-، و ماهيت بشرط شىء، و ماهيت بشرط لا. در اين مرحله- يعنى مرحله مدلول