اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٧٧ - اشكال دوم
مفهوم حرفى، ايجاد ربط حقيقى بين دو مفهوم است كه با احضار صورت آن حاصل نشده و بايد ربط به معناى تصديقى و حقيقى در ذهن حاصل گردد».
اشكالى كه در اينجا به نظر مىرسد اين است كه ربط به معناى تصديقى بين دو مفهوم ذهنى، خاصيت ذاتى حكايت تصورى ذهنى از ربط خارجى است؛ زيرا همانگونه كه در آينده توضيح خواهيم داد، مقتضاى كاشفيت ذاتى صور علميه از خارج، اين است كه همانگونه كه در قضيه «زيد فى الدار» صورت «زيد» و «دار» به نحو كاشف از خارج به ذهن مىآيند، صورت نسبتى كه بين اين دو در خارج است، به همان نحو كه در خارج است به ذهن آيد وگرنه امكان كاشفيت علم از خارج منتفى مىشود. صورت مستقل «زيد» و صورت مستقل «دار»، بدون صورتى كه از نسبت ميان آنها در خارج برقرار است حكايت كند به هيچ وجه حاكى از وجود خارجى «زيد فى الدار» نيست و داستان، در همه قضاياى ذهنى ما از همين قرار است.
اشكال دوم:
اشكال دوم اينكه استاد شهيد فرمودند «بين نسبت «زيد» و «دار» در ذهن متكلم و نسبت در ذهن سامع و نسبت در خارج، جامع ماهوى وجود ندارد و ممكن نيست وجود داشته باشد» هنگامى درست است كه اين سه نسبت را به حمل شايع بنگريم؛ يعنى وجود تصديقى اين سه نسبت را ملاحظه كنيم. بديهى است در اين صورت، اين سه نسبت، سه حالت وجودى متبايناند كه هر يك متقوم به نوعى از طرفين بوده و به همين دليل است كه مشخّص، عين مقوّم شده است.
لكن سخن ما درباره وجود تصديقى اين سه نسبت نيست، بلكه درباره وجود تصورى آنها است كه در عالم وجود تصورى، اين سه نسبت به تبع طرفين آنها با يكديگر متحدند. يعنى همانگونه كه «زيد» و «دار» موجود در ذهن متكلم، اتحاد حكايى و تصورى با «زيد» و «دار» خارجى دارد و اين دو نيز اتحاد تصورى و حكايى با «زيد» و «دار» موجود در ذهن سامع دارند، نسبتهايى كه بين «زيد» و «دار» در هر