اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٧٦ - اشكال اول
ساير مفاهيم مورد توجه خاص قرار دهد و به عبارتى ديگر، آن را ميان ساير مفاهيم «تعين» و «تخصّص» ببخشد، اين مفهوم را با «الف و لام» متعين مىكند و بدينوسيله آن را از ساير مفاهيم ذهنى جدا و ممتاز مىسازد. اين تعيّن يا ممتازسازى، معنايى است كه بهوسيله «الف و لام» فهمانده مىشود. بنابراين الف و لام در اينجا حرفى است كه بر نسبتى يكطرفه كه نسبت تعيين و تخصيص است دلالت كرده است.
در اينجا تعليق مختصرى بر بيان استاد داريم بدين شرح كه بهتر بود از اين نوع نسبت، به جاى نسبت تخصيص و تعيين، به «نسبت ذات طرف واحد» تعبير مىفرمودند تا شامل مدلول تنوين در مثل «عالماً» بشود؛ زيرا همانگونه كه حرف تعريف يا «الف و لام»، دال بر تعيين و تخصيص است يا همان معنايى كه در اصطلاح اهل لغت از آن به «تعريف» تعبير مىشود، حرف «ن» در انتهاى كلمه «عالم» نيز بر تنكير و ابهام دلالت مىكند كه مخالف معناى تعيين و تخصيص است. به عبارت ديگر تنكير و ابهام نيز نسبتى يكطرفه- نظير نسبت تعيين و تخصيص- است كه حرف نون در انتهاى كلمه، دال بر آن است.
اشكالات بر اين نظريّه:
به نظر ما، بر نظريه استاد شهيد صدر در تبيين معانى حروف با همه دقت و ابتكارى كه در آن به كار رفته است چند اشكال اساسى وارد است.
اشكال اول:
استاد شهيد در مقدمه اول، ميان مفهوم اسمى و مفهوم حرفى فرق قائل شدند. خلاصه نظر ايشان چنين است:
«غرض از احضار مفهوم اسمى در ذهن، صدور حكم بر وجود خارجىِ آن است كه با احضار صورت آن حاصل مىشود، در حالى كه غرض از احضار