اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٨٣ - مقدمه چهارم نگاه اولى و ثانوى به قضاياى ذهنى
در اين تصور- كه تصور اول است- قضيه ذهنيه، عين قضيه خارجيه تلقىمىشود كه هيچگونه تعدّد و تباينى ميان آن دو ملاحظه نمىشود؛ زيرا قضيه ذهنيه در اين تصوّر، عين حكايت از قضيه خارجيه است.
لكن ذهن مىتواند اين قضيه ذهنيه را با تصورى ديگر بنگرد و آن را به عنوان يك قضيه ذهنيه و يك وجود ذهنى، مورد توجه قرار دهد. در اين نگاه- كه نگاه دوم به همان قضيه ذهنيه است- قضيه ذهنى، خود محكىعنه است نه حاكى؛ زيرا ذهن با نگاه دومى كه به اين قضيه افكنده است، صورت دومى از اين قضيه ذهنى ساخته كه با آن صورت دوم، به اين قضيه ذهنيه نگاه مىكند. در اين نگاه است كه ذهن مىتواند ميان قضيه ذهنى «زيد فى الدار» با قضيه خارجيه «زيد فى الدار» مقايسه و سنجش برقرار كند و اجزاى هر يك از اين دو قضيه را تفكيك نموده و با قضيه ديگر تطبيق دهد. با اين نگاه است كه ذهن مىتواند نسبت به صدق و كذب قضيه ذهنيه داورى كند. يعنى نسبت به تطابق آن با محكىعنه خارجى نظردهد و ميزان تطابق آن دو را با يكديگر بسنجد. و با اين نگاه، ذهن اجزاى قضيه ذهنيه را از يكديگر تفكيك كرده و صفات و خصوصيات هر يك از اين اجزاء را نسبت به ديگرى مىسنجد. مثلا صورت ذهنى «زيد» و صورت ذهنى «دار» را در قضيه ذهنيه، به لحاظ كشف از معانى مستقله خارجى به نام معناى اسمى مىشناسد و صورت ذهنى مدلول «فى» را كه- نسبت ظرفيه است- به لحاظ كشف از معناى ربطى «ظرفيت خارجى» به نام معناى حرفى شناخته و اين دو دسته از معانى را كه قضيه ذهنيه «زيد فى الدار» را تشكيل دادهاند از يكديگر متمايز مىكند.
در اين نگاه دوم، خصوصيت كاشفيت به عنوان وصف شىء به لحاظ متعلق، وصف مفاهيم ذهنى تشكيل دهنده قضيه ذهنى قرار مىگيرد، نه به عنوان وصف شىء به لحاظ ذات. يعنى در نگاه دوم كه وصف كاشفيت به اين صور ذهنيه داده مىشود به لحاظ وضعيت آن صور در نگاه اول است. در قضيه ذهنى «زيد فى الدار» آنجا كه به اين قضيه به عنوان يك قضيه ذهنى نگاه مىشود، وصف حكايت از خارج را از دست مىدهد، و اجزاى اين قضيه نيز به عنوان صور ذهنى وصف حكايت حقيقى و بالفعل از خارج را