اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤١٦ - نقد استاد شهيد بر نظريه آخوند(رحمه الله)
استناد منتفى است؛ بنابراين حجيت ظهور در موارد شك در استناد، سالبه به انتفاى موضوع خواهد شد؛ زيرا آنچه موضوع حجيت است، ظهور مقيد به خصوصيتى است كه در موارد شك در استناد وجود ندارد.
در ظهورى كه موضوع حجيت عقلايى است، يكى از دو خصوصيت زير مىتواند مورد نظر قرار گيرد:
\* خصوصيت نخست: خصوصيت اخبار عما فىالنفس است. به اين معنا كه عقلاء ظهور را به اين عنوان كه اخبار از مراد متكلم است، حجت مىدانند. ظهور لفظى از آن جهت كه نمايانگر درون است، از نظر عقلاء به منزله اخبار از آنچه در اندرون آدمى مىگذرد تلقى مىشود. و صغراى خبرى مىشود كه نزد عقلاء حجتاست. عقلاء اخبار مخبر را در چند مورد حجت مىدانند؛ از جمله ثبوت عصمت مخبر، يا وثاقت مخبر، يا اطمينان به صدق مخبر، يا اقرار مخبر در جايى كه عليه خود سخن بگويد. به همين دليل عقلاء ظهور كلام متكلم را در كشف از مراد وى، حجتدانسته و آن را در تشخيص اخبار مخبر و تحقق صغراى حجيت خبر حجتمىدانند.
بنابر ملاك مذكور، براى حجيت ظهور نزد عقلاء در مانحنفيه، به قاعده «حجية الاصل اللفظى لاثبات المراد لا الاستناد» نمىتوان تمسك نمود؛ زيرا در مانحنفيه مراد متكلم معلوم است و به همين جهت تمسك به ظهور براى اثبات مراد متكلم نيست، بلكه براى اثبات مورد استعمال عام است كه عموم يا خصوص است.
\* خصوصيت دوم: خصوصيت تطابق اثبات با ثبوت است كه در مانحنفيه، تطابق مدلول تصورى با مراد استعمالى و مراد جدى را نتيجه مىدهد.
بنابر اين فرض كه اين خصوصيت، ملاك حجيت ظهور باشد، قاعده مذكور قابل توجيه است؛ زيرا تطابق اثبات و ثبوت، موجب اثبات مطابقت مراد استعمالى و مراد جدى با مدلول تصورى مىشود.