اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤١٢ - نقد استاد شهيد بر نظريه آخوند(رحمه الله)
استناد يا كيفيت استعمال است؛ بنابراين، دليلى بر حجيت اصل عدم استخدام- كه در اينجا براى اثبات كيفيت استعمال ضمير بهكار مىرود- وجود ندارد، در حالى كه در طرف عموم عام، اصل عموم براى اثبات مراد بهكار رفته است. لذا طبق قاعده مانعى از جريان آن وجود ندارد.
نقد استاد شهيد بر نظريه آخوند (رحمه الله):
استاد شهيد صدر دو اشكال بر نظريه آخوند وارد مىكند.
- اشكال اول:
اين اشكال بر يك مقدمه توقف دارد.
همانگونه كه بارها گفتهايم قواعد و اصول عقلايى كه مبناى آنها بناى عقلاست، اصول و قواعد تعبدى محض نيستند، بلكه به اقتضاى عقلائيت عقلاء، بناى آنها مستند به نكتهاى عقلايى است كه روح و گوهر و ملاك اصلى آن قاعده و اصل عقلايى را تشكيل مىدهد. آنچه ملاك حقيقى حجيت نزد عقلاء است، همان ملاكى است كه مبناى شكلگيرى بناى عقلاء بوده و سعه و ضيق حجت بناى عقلايى، داير مدار همين ملاك مىباشد؛ بنابراين نمىتوان به صرف اينكه بناى عقلاء، دليل لبى است، آن را در محدوده قدر متيقن محدودكرد، بلكه بايد سعه و ضيق ملاك بناى عقلايى را ملاحظه كرد.
پس از اين مقدمه به اصل مبحث برمىگرديم:
گفته شد «بناى عقلاء بر حجيت اصالة عدم استخدام- يا هر اصل لفظى ديگر- دليل لبى است و حجيت آن در اثبات استناد، مشكوك است؛ بنابراين بايد به قدر متيقن آن كه خصوص اثبات المراد است اكتفا نمود». اين حرف مبناى درستى ندارد؛ زيرا بناى عقلاء نكته و ملاك دارد و لازم است در نكته و ملاك آن دقتشود، سپس، اگر جريان اصل لفظى در موارد شك در استناد، از آن نكته و ملاك برخوردار بود حجّت است. اما اگر نكته و ملاك مزبور در موارد شك در استناد جارى و سارى نبود، اصللفظى نيز در