اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣١ - مسلك اول علاميت حروف(منسوب به محقق رضى(رحمه الله))
مطلب اول: تبيين ماهيت معناى حرفى
براى تفسير و تبيين ماهيت معناى حرفى، نخست بايد به اين پرسش پاسخ گفت مقصود از غير مستقل بودن معناى حرفى چيست؟ و راز و نكته اصلى اين عدم استقلال چيست؟ اصولًا معناى حرفى چگونه معنايى است؟ و فرق و تفاوت اصلى آن با معناى اسمى چيست؟
در تفسير و تبيين ماهيت معناى حرفى و راز تفاوت آن با معناى اسمى در ميان اصوليين سه مسلك عمده وجود دارد.
مسلك اول: علاميّت حروف (منسوب به محقق رضى (رحمه الله))
در اين مسلك- كه به محقق رضى منسوب است- اسماء براى افاده معانى وضع شدهاند، لكن حروف براى هيچ معنايى وضع نشدهاند؛ بلكه غرض از وضع آنها، علامت بودن بر معنا و حالتى در معناى اسمى است همانگونه كه علامات اعراب نسبت به الفاظ اسماء چنيناند. مثلا در جمله «زيد فى الدار» اگر كلمه «فى» نبود، از كلمه «دار» تنها معنايى كه فهميده مىشد همان چهارديوارى محيط به قطعه زمينى خاص و معين بود كه محل سكونت آدمى است. لكن با آمدن كلمه «فى» آنچه از «فى الدار» فهميده مىشود اين است كه آن چهار ديوارى، ظرف استقرار «زيد» گرديده است. بنابراين كلمه «فى» دالّ بر حالتى در معناى «دار» است نه اينكه خود داراى معنايى باشد.