اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٩ - فصل اول قواعد دلالت در حروف
از نظر لغوى و ادبى، آنچه مسلم است اين است كه حروف از معانى مستقلهاى برخوردار نيستند و لذا در تقسيم الفاظ داله بر معانى، الفاظ را به سه دسته تقسيم مىكنند اسماء، افعال و حروف. معانى اسماء و افعال را معانى مستقله و معانى حروف را معانى غير مستقله مىدانند.
لكن از آنجا كه اصولى تنها نظر به معنا، و استقلال و عدم استقلال معناى لفظ دارد، لذا در اصطلاح اصولى، معانى الفاظ بر دو دستهاند:
١) معانى اسمى؛ كه معانى مستقلهاند؛
٢) معانى حرفى؛ كه معانى غير مستقلهاند.
اصوليون براى تبيين و تعيين ضوابط دلالت در حروف، به تحليل و تجزيه معانى حرفى، پرداخته و در اين زمينه نظريات گوناگون و مباحث تحليلى گستردهاى ارائه كردهاند.
براى تبيين و تعيين ضوابط دلالت حروف بر معانى، يا به تعبيرى قواعد دلالت حرفى لازم است در سه مطلب به بحث بپردازيم:
١) تبيين ماهيت معناى حرفى؛
٢) تفسير نسبيت معناى حرفى؛
٣) قواعد دلالت حروف.