اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٣٤ - بيان صحيح از تقريب دوم(رساله استصحاب عدم ازلى)
بيان صحيح از تقريب دوم (رساله استصحاب عدم ازلى):
با مراجعه به رساله استصحاب عدم ازلى محقق عراقى، بيانى را كه ايشان در اين رساله دارند را نيز با بيانى كه استاد شهيد تقرير فرمودند تا حدودى متفاوت يافتيم. لذا لازم ديديم بيان ايشان را در اين مسأله مستقيماً مورد بررسى و ملاحظه قرار دهيم تا زمينه داورى درباره آن بهتر فراهم گردد.
محقق عراقى در رساله مذكور، ابتدا به عنوان پيش درآمد، سه مقدمه را مطرح مىفرمايند:
١) هرگاه به واسطه تقييد، چيزى به چيز ديگر مقيد شود، معنى اين تقييد، اعتبار نسبت و اضافهاى بين آن دو چيز است. ظرف اين اضافه يا نسبتى كه به عنوان تقييد بين آن دو شىء اعتبار شده است، ذهن است نه خارج؛ زيرا بسيار اتفاق مىافتد كه نسبت تقييد ميان طبيعت و فرد آن است كه در خارج با يكديگر متحدند در حالى كه اعتبار اضافه بين دو شىء اقتضاى تعدد و اثنينيت بين دو شىء دارد؛ زيرا بدون تعدد و تغاير امكان اعتبار اضافه بين دو شىء وجود ندارد. بنابراين ظرف هر تقييدى، ذهن است هرچند آنچه به اين تقييد موصوف مىشود مابه ازاى خارجى طرفين اين تقييد باشد؛ زيرا هنگام اعتبار اضافه بين دو مفهوم در ذهن، ذهن آن دو مفهوم را حاكى از خارج مىنگرد و همين اعتبار اضافه بين دو مفهومى كه حكايت از خارج دارند موجب مىشود مابهازاى خارجى طرفين به تقيد متصف شود. در نتيجه مىتوان گفت تقيد، اعتبارى است كه ظرف وجودش ذهن و ظرف اتصاف به آن، خارج است.
با اين توضيحات، از آنجا كه قيد (يعنى قرشيت در مثال مفروض) به عنوان معروض تقيد به موضوع، منشأ اثر و دخيل در موضوع حكم است، به دو مرتبه از موضوع متأخر است؛ زيرا قيد از تقيد متأخر است و تقيد از ذات موضوع حكم متأخر مىباشد؛