اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٩٠ - ٢ انواع لحاظ ماهيت
[٢]: انواع لحاظ ماهيت
لازم است در تكميل تحرير محل نزاع، اين نكته معلوم شود كه در هنگام وضع لفظ بر معنا، ماهيت معنا چگونه مورد لحاظ قرار مىگيرد تا بتوان معلوم كرد كه در وضع الفاظ طبائع براى ماهيات طبايع، آيا اطلاق در آنها لحاظ شده- تا دلالت آنها بر اطلاق، بالوضع باشد؟- يا لحاظ نشده- تا دلالت آنها بر اطلاق، به استناد قرينه عامه حكمت باشد؟-. بنابراين، لازم است انواع لحاظ ماهيت را در ذهن، بررسى كنيم.
ابتدا بايد به دو نكته اشاره كنيم:
١) آنچه در اينجا مورد نياز بحث است، تقسيمات يا اقسام ماهيت- فى نفسها يا بلحاظ وجودها- نيست، بلكه آنچه مورد نياز است، اقسام ماهيت ملحوظه عندالحكم است؛ زيرا بحث در اين است كه ماهيت موضوعله الفاظ طبايع در حين وضع، به چه نحو لحاظ شده است؛ بنابراين بايد اقسام و انواع ماهيت ملحوظه عندالحكم را- با توجه به اينكه وضع نيز نوعى حكم بر لفظ و معناست- مورد بررسى قرار دهيم؛
٢) لحاظ ماهيت، گاه لحاظ تصورى، و گاه لحاظ تصديقى است؛ زيرا گاه ماهيتى را تصور مىكنيم و نگاه ما به لحاظ نيست، بلكه به چيزى است كه لحاظ ما آن را نشان مىدهد. اين، همان لحاظ تصورى ماهيت است. و گاه به لحاظ، نگاه مىكنيم. يعنى لحاظ ماهيت را به عنوان حالتى كه در ذهن ما وجود دارد، مورد نگاه خود قرارمىدهيم كه در اينجا، به لحاظ ماهيت، به عنوان يك حالت ذهنى موجود در ظرف ذهن نگريستهايم، اين همان لحاظ ماهيت به لحاظ تصديقى است.
آنچه در اينجا مورد بحث است، نگاه تصورى به ماهيت است كه از آن به «لحاظ تصورى ماهيت» تعبير مىكنيم. آنجا كه مىخواهيم حكمى بر موضوعى باركنيم، بايد از موضوع، صورتى در ذهن فراهم كنيم؛ لحاظ ما به اين صورت، همان «لحاظ تصورى» است؛ زيرا در اين لحاظ، به خود لحاظ توجه نمىكنيم و تنها «لحاظ» را به عنوان وسيله عبور به ملحوظ مورد استفاده قرار مىدهيم.