اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٢٧ - فرض اول اجمال مفهومى مخصص متصل در دوران بين اقل واكثر
به عبارتى ديگر به سبب اقتران مجمل متصل غيرمستقل، مفاد استعمالى «فقير الا الفاسق يا فقير غيرفاسق» مجمل شده و ظهورش را در عموم نسبت به فرد يا حصه مشكوك (مرتكب صغيره) از دست داده است. در نتيجه موضوع ظهور جدى منتفى شده و جايى براى احراز ظهور جدى عام در فرد يا حصه مشكوك نماندهاست.
لكن وجه سرايت اجمال مخصّص به عام در مورد مخصّص متصل مستقل جاى بحث دارد؛ زيرا در اين مورد، ظهور تصورى و استعمالى عام در عموم نسبت به فرد يا حصه مشكوك باقى است، على هذا جاى اين سؤال وجود دارد كه چه عاملى مانع از ظهور جدى عام در مورد فرد يا حصه مشكوك است؟
مثلًا آنجا كه جاعل، حكم عام خود را روى عامى برده كه مخصّص متصل مستقل دارد؛ نظير «تصدق على كل فقير و لاتتصدق على الفاسق» مىتوان گفت ظهور تصورى استعمالى عام در عموم، نسبت به حصه يا فرد مشكوك تام است؛ بنابراين ظهور جدى عام نيز تام خواهد بود؛ زيرا ظهور تصورى و استعمالى عام در فرد يا حصه مشكوك برپاست و در نتيجه كاشف از اراده جدى است، البته بنابر قاعده تطابق اثبات و ثبوت كه همان قاعده كاشفيت اراده استعمالى از اراده جدى است.
پاسخ سؤال فوق اين است كه كاشفيت ظهور استعمالى از ظهور جدى يا به تعبيرى ديگر كاشفيت اراده استعمالى از اراده جدى- كه همان اصالةالجد است- متوقف بر اتمام الكلام و عدم القرينه بر تخصيص در اثناى كلام است. و از آنجا كه متكلم، قرينه متصلهاى دال بر تخصيص آورده كه محتمل است شامل فرد مشكوك (يعنى مرتكب الصغيرة) باشد؛ بنابراين عدم القرينه قبل اتمام الكلام محرز نيست. به تعبيرى ديگر اتمام الكلام مع عدم القرينة على التخصيص نسبت به فرد مشكوك محرز نيست. در نتيجه ظهور جدى عام نسبت به آن يا كاشفيت اراده استعمالى عام از اراده جدى آن فرد يا حصه، متحقق و منعقد نمىباشد.