اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٣٠ - \* تقريب دوم استاد شهيد از نظريه محقق عراقى(رحمهما الله)
لحاظ ماهيت و وجود است كه سخن درستى است؛ چنانكه نفى قيد از ذات ماهيت، با اثبات قيد براى ماهيت موجود، متناقض نيستند.
بنابراين، تقريب محقق عراقى در اثبات استصحاب عدم ازلى، تقريب سالمى است كه مىتواند به عنوان برهان مستقلى در تأييد مبناى امكان استصحاب عدم ازلى مورد توجه قرار گيرد.
حقيقت اين است كه مىتوان مبناى محقق عراقى در استصحاب عدم ازلى را، با مبناى قائلان به امكان استصحاب عدم ازلى به طور مطلق يكى دانست؛ توضيح آنكه به نظر مىرسد فرضى كه محقق عراقى به عنوان شق عدم امكان استصحاب عدم ازلى مطرح نموده، خارج از محل نزاع است؛ زيرا محل نزاع شامل جايى كه قيد عارض بر موضوع، مشروط بالوجود باشد نمىشود و به همين جهت نمىتوان گفت نفى امكان استصحاب عدم ازلى در اين فرض، قول به تفصيل در امكان استصحاب عدم ازلى است. بلكه عدم جريان استصحاب عدم ازلى در اين فرض، مورد اتفاق مثبتين و منكرين است.
بنابراين، صحيح اين است كه محقق عراقى را نيز در زمره قائلين به إطلاق جواز استصحاب عدم ازلى در قيود مأخوذه در موضوع احكام شرعيه بهشمارآورد.
\* تقريب دوم استاد شهيد از نظريه محقق عراقى (رحمهما الله):
استاد شهيد در تقريب دوم نظريه محقق عراقى از رساله استصحاب عدم ازلى ايشان، بيانى نقل مىكنند كه حاصل آن با ذكر سه مقدمه چنين است:
١) هرجا موضوع حكم، به وصفى نظير «قرشيت» تقيد پيدا مىكند، وصف مذكور- بما هو مأخوذ در موضوع حكم- دو مرتبه از موضوع خود نظير «المرأة» متأخر است؛ زيرا تقيد، از موضوع به يك مرتبه متأخر است، چون عارض بر موضوع است و وصف نيز از تقيد متأخر است؛ زيرا تنها با تقيد موضوع به وصف است كه وصف در موضوع حكم دخالت يافته و به عنوان جزء موضوع حكم لحاظ شده است؛