اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٥٣ - نظريه محقق خويى(رحمه الله)
در حالى كه وجدان لغوى، اين دو لفظ را مترادف نمىبيند و چنين كاربردى را به هيچوجه نمىپذيرد.
٢) اصل تقييد وضع، معقول نيست، به شرحى كه سابقاً داده شد.[١]
دو اشكال فوق، بر نظريه آخوند، وارد است. البته همانگونه كه در محل خود گفتيم، تقييد وضع، بر مبناى استاد شهيد و مبناى مختار در تفسير حقيقت وضع، ممكن نيست. لكن بر ساير مبانى قائل به اعتبارى بودن وضع، تقييد وضع، ممكن و معقول است. بنابراين، اشكال دوم از دو اشكال فوقالذكر، مبنايى است.
نظريه محقق خويى (رحمه الله):
نظريه محقق خويى در وضع مبهمات نظير اسماء اشاره، مبتنى بر نظريه ايشان در تفسير حقيقت وضع، بر اساس تعهد است. حاصل نظر ايشان در وضع مبهمات، چنين است:
اسماء مبهمه، براى دلالت بر قصد تفهيم معانى كلّيه عندالاشارة او التخاطب الى مصاديقها الخارجية وضعشدهاند. مثلًا كلمه «هذا»، براى قصد تفهيم مفرد مذكرى كه مورد اشاره خارجى قرار مىگيرد، وضع شدهاست. و همچنين، كلمه «اياك»، براى قصد تفهيم مفرد مذكرى كه مورد خطاب قرار گرفته، وضعشدهاست.
خلاصه كلام محقق خويى، طبق تقرير محاضرات، چنين است:
إنّ أسماء الاشارة والضمائر ونحوهما، وضعت للدلالة على قصد تفهيم معانيها خارجاً عند الإشارة والتخاطب، لا مطلقاً. فلا يمكن إبراز تفهيم تلك المعانى، بدون الاقتران بالإشارة والتخاطب[٢].
[١] . بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ٣٣٧.
[٢] . محاضرات، ج ١، ص ٩٧.