اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٧٨ - اشكال سوم
يك از اين سه حكايت وجود دارد عين هم و متحد با يكديگرند، البته به اتحاد حكايى و در ظرف حكايت و علم.
تباين وجود ذهنى نسبت با وجود خارجى آن، مخصوص وجود ذهنى نسبت نيست بلكه در وجود ذهنى مربوط به معانى مستقله نيز همين قاعده جارى است. «زيد» ذهنى نيز با «زيد» خارجى تباين وجودى دارد و همين نحو تباين وجودى، ميان وجود ذهنى نسبت بين «زيد» و «دار» در ذهن متكلم، با نسبت «زيد» و «دار» در ذهن سامع و نسبت «زيد» و «دار» در عالم خارج وجود دارد. همانگونه كه علىرغم اين تباين وجودى، اتحاد حكايى و مفهومى بين «زيد» و «دار» در اين سه ظرف وجود دارد، ميان نسبت بين «زيد» و «دار» در اين سه ظرف نيز همين اتحاد حكايى و مفهومى موجود است.
تعميم حالات و خصوصيات مربوط به وجود به حمل شايع يا وجود تصديقى مفاهيم ذهنى، بر وجود مفهومى و حكايى و علمى آنها، منشأ توهمى است كه براى استاد بزرگوار در اين باره حاصل شده است.
اشكال سوم:
استاد شهيد رابطه بين نسبت ذهنى در ذهن متكلم را با نسبت خارجى از يكسو و با نسبت در ذهن سامع از سوى ديگر قطع كردند و هر يك از اين سه نسبت را داراى حقيقتى و مفهومى متباين با ديگرى دانستند. به راستى ايشان، امكان كاشفيت علم را از يكسوو امكان تفهيم و تفاهم بين متكلم و سامع را از سوى ديگر چگونه توجيه مىكنند؟
ترديدى نيست كه در ذهن هر يك از متكلم و سامع، قضيهاى وجود دارد كه- اگرچه با تحليل ذهنى- مركب است از سه ركن طرفين و نسبتى كه ميان آنها برقرار است. اين نسبت مذكور ركن اصلى برقرارى ارتباط بين طرفين است و نتيجهاش اين است كه معناى مورد نظر از طرفين در اين قضيه، اثر پذيرفته از نسبتى است كه ميان آن دو وجود دارد، و روشن است بين «زيد» و «دار» ى كه با چنين نسبتى به هم نپيوستهاندبا «زيد» و «دار» ى كه با چنين نسبتى به يكديگر پيوستهاندتفاوت آشكار