اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٣٢ - نقد استاد شهيد بر تقريب دوم
وجود موضوع باشد، با جريان استصحاب عدم ازلى قيد، نمىتوان عدم القيد در زمان استصحاب را احراز نمود[١].
نقد استاد شهيد بر تقريب دوم:
استاد شهيد بر اين تقريب نيز دو اشكال وارد مىكند.
\* اشكال اول: آنچه مجراى استصحاب قرار مىگيرد، ذات موضوع حكم است، نه موضوع بما هو موضوع للحكم- آن چنان كه در بيان محقق عراقى مفروض گرفتهشد-؛ زيرا استصحاب موضوع بما هو موضوع للحكم، به استصحاب حكم برگشت دارد. آنچه در ذات موضوع حكم بما هو هو اخذ شده- نه بما هو موضوع للحكم- ذات قرشيت است نه ذات قرشيت همراه با تقيد و ذات قرشيت تنها به يك مرتبه از نفس موضوع متأخر است نه به دو مرتبه، چنانكه مدعاى محقق عراقى بود[٢].
اين اشكال قابل دفع است؛ زيرا مقصود كلام محقق عراقى- چنانكه بيان خواهيم كرد- استصحاب موضوع بما هو موضوع للحكم نيست، بلكه مقصود ايشان در نظر گرفتن موضوع، در ظرف عروض حكم يا همان ظرف وجود تقيد است كه به يك معنا همان ظرف ذهن مىباشد. و اينكه آنچه موضوع عروض حكم است ذات المقيد و ذات القيد تنها نيست بلكه ذات القيد و ذات المقيد به اضافه تقيد به موضوع كه عارض بر ذات المقيد است مىباشد.
\* اشكال دوم: اگر مراد از تقيد، تقيد در عالم جعل و به لحاظ عالم جعل است بدين معنى كه موضوع ( «مرأه» متقيد به «قرشيت») در عالم جعل بر قرشيت به دو مرتبه تقدم دارد، در اين صورت اشكالى كه وارد است اين است كه وصف «قرشيت» بما
[١] . بحوث فى علم الاصول، ج ٣، ص ٣٤٩.
[٢] . همان.