اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣١٨ - بيان استاد شهيد در نقد اين مبنا
از مجموع سه مقدمه گذشته معلوم شد عدمى كه پس از عروض تخصيص در موضوع حكم عام اخذ شده، عدم نعتى عنوان مخصّص است كه متوقف بر وجود موضوع خويش مىباشد و به همين جهت، استصحاب عدم ازلى نمىتواند چنين عدمى را اثبات كند؛ زيرا در زمان انعدام محل كه در مثال «المرأة لاتحيض بعد الخمسين»، «مرأة» است، همانگونه كه وجود قرشيت مرأة معقول نيست، عدم قرشيت آن نيز به عدم نعتى معقول نيست. البته عدم قرشيت به نحو عدم محمولى، تحقق داشته است؛ امّا با استصحاب آن نمىتوان عدم قرشيت مرأة را به نحو عدم نعتى اثبات كرد، مگر به اصل مثبت كه آن هم معتبر نيست.
آنچه گفتيم مبناى ميرزاى نايينى را به لحاظ مقام ثبوت تأييد مىكند.
استاد شهيد وجهى را نيز به لحاظ مقام اثبات، در تأييد مبناى محقق نايينى بيان مىكنند كه در تقريرات ايشان نيامده و احتمالًا از رسالهاى كه ايشان در مبحث لباس مشكوك نوشتهاند نقل مىفرمايد. حاصل اين وجه اثباتى چنين است:
احتمال نعتى بودن عدم، براى نفى جريان استصحاب عدم ازلى كافى است؛ بنابراين، محمولى بودن عدم عنوان خاص كه در موضوع حكم عام مأخوذ است، بايد با دليل اثبات شود، و چون دليل تامى براى اثبات آن در دست نيست، صرف احتمال نعتى بودن عدم براى بطلان جريان استصحاب عدم ازلى كافى است.
بيان استاد شهيد در نقد اين مبنا:
استاد شهيد بر دليل ثبوتى ميرزاى نايينى اشكال گرفته و مقدمه دوم از مقدمات سهگانه ميرزاى نايينى را ردمىكند. حاصل بيان ايشان در اين زمينه چنين است:
محقق نايينى در مقدمه دوم، چنين فرمود: موضوع عام نمىتواند مهمل باشد؛ بنابراين اگر عدم مأخوذ در موضوع حكم عام، عدم محمولى باشد دو صورت در عام ممكن است:
١) مطلق در نظر گرفته شود، كه لازمهاش تهافت بين اطلاق موضوع عام و قيد آن يعنى عدم محمولى است؛