اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٥ - ٣ نظريه حكايت و ايجاد(حضرت امام خمينى(رحمه الله))
«فى» همان وجود رابط است نه وجود رابطى تا گفته شود كه طرف رابطه قرار مىگيرد و هيئت جمله دلالت بر ربط آن با طرفش دارد[١].
اشكال چهارم:
ايراد ديگرى كه مىتوان بر محقق عراقى وارد كرد اين است كه معناى حرفى اگر چه از قبيل جواهر و اعراض غير نسبى نيست، لكن از اعراض نسبيه نيز نيست؛ زيرا حصر وجود خارجى در اين سه قسم، برهانى نبوده و دليلى بر آن وجود ندارد. بلكه قسم رابعى به جز «وجود لا فى موضوع» و «وجود فى موضوع غير نسبى» و «وجود فى موضوع نسبى» وجود دارد كه «وجود ربطى متقوّم بالطرفين» و همان معناى حرفى است. فرق اين وجود با عرض نسبى، عينالربط بودن و تقوم وجود ربطى حرفى در ذهن و عين به طرفين است، در حالى كه وجود رابطى عرض نسبى، عينالربط نيست بلكه وجودى است كه عارض و ملازم طرفين است و لذا ماهيت آن در ذهن قابليت تصور استقلالى دارد.
به نظر مىرسد محقق عراقى راه گريزى از اين اشكالات نداردو اشكالات ياد شده- اول و سوم و چهارم- بر نظريه ايشان در تفسير معانى حرفيه، اشكالات بهجا و واردى است. بنابراين نظريه معظمله در تفسير معانى حرفيه مردود است.
[٣]: نظريه حكايت و ايجاد (حضرت امام خمينى (رحمه الله))[٢]
حضرت امام خمينى در تفسير معانى حرفى، آنها را به دو قسم تقسيم مىكنند:
[١] . همان، ص ٢٥٢.
[٢] . نظريه محقق اصفهانى به طور كلّى تفاوت چندانى با نظريه امام خمينى ندارد، لذا با توجه به اينكه بيان امامخمينى جامعتر و وافىتر بود به بيان امام خمينى اكتفا نموديم.