اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٥ - بخش دوم قواعد خاصه دلالت لفظى
جلوگيرى كرد، و در صورت تحقق خطا، با استفاده از آن قاعده و قانون به تمييز و سپس تصحيح خطا پرداخت.
همانگونه كه در گذشته ذكر شد، قواعد و قوانين دلالت و فهم بر دو دستهاند.
١) قواعد عام دلالت: مقصود قواعد و قوانينى است كه به لفظ معينى بستگى ندارند، نظير قواعد و قوانينى كه در گذشته درباره آنها بحث كرديم و آنها را به دو دسته قواعد دلالت ناشى از وضع، و قواعد دلالت ناشى از استعمال تقسيم نموديم؛
٢) قواعد خاصه دلالت: مقصود قواعد و قوانينى است كه به لفظ خاصى بستگى دارند. نظير دلالت صيغه امر يا صيغه نهى يا اداه عموم و امثال آنها.
در تبيين قواعد خاصه دلالت، در دو مرحله بايد بحث نمود:
١) دلالت در مرحله مدلول تصورى: اين دسته از دلالتها، در مفردات، افزون بر تبادر، با بهكارگيرى شيوه استقراء يا برهان عقلى بهدست مىآيد، و در مركبات، علاوه بر تبادر و استقراء و برهان، با بهكارگيرى شيوه تحليل قابل دسترسى است، و در اين مرحله ميان مباحث اصولى و فلسفه تحليلى، مباحث مشتركى قابل طرح است؛
٢) دلالت در مرحله مدلول تصديقى: اين دسته نيز با استفاده از برهان عقلى، يا اصول عقلايى به دست آمده از طريق وجدان يا استقراء، قابل اثبات است.
از آنچه گفتيم معلوم شد قواعد دلالت خاص بر دو دستهاند:
\* قواعد دلالت خاص تصورى؛
\* قواعد دلالت خاص تصديقى.