اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٨٩ - ١ تحرير محل نزاع
تحصصهاى مصداقى و افرادى، ربطى به مقام وضع ندارند، و از دلالتهاى رفتارى و از شؤون مقام استعمالاند.
همانگونه كه در گذشته گفتيم، در اصول نوين، مباحث مربوط به قواعد عامه اطلاق و تقييد، از مباحث قواعد عامه دلالت لفظى بهشمار مىآيند، و به همين سبب قواعد مربوط به اطلاق و تقييد احوالى كه از شؤون مقام استعمال است و ارتباطى با لفظ خاصى ندارد، در همانجا مورد بحث قرار مىگيرد.
در اينجا- يعنى در مبحث قواعد دلالت اسم جنس، كه از جمله مباحث قواعد خاصه دلالت لفظى است-، بحث درباره مدلول لفظ خاصى است، و آن اسمى است كه براى طبيعت يا جنس معنايى وضع شدهباشد، و بحث در اين است كه اطلاق افرادى معناى موضوعله، در اينگونه الفاظ، از كجا نشأت گرفته است، از وضع، يا از استعمال؟ و از دلالتهاى گفتارى است، يا از دلالتهاى رفتارى؟
٣) مقصود از اسم جنس، در اين مبحث اصولى، با آنچه در مباحث أدبى به آن اسم جنس مىگويند، تفاوت دارد؛ زيرا مقصود اصولى از اسم جنس، هر لفظى است كه براى طبيعت يك معنا وضع شدهباشد، خواه لفظ را در اصطلاح اهل لغت و ادب، اسم جنس بنامند يا ننامند؛ بنابراين، اسم جنس، به معناى اصولى، شامل اسماء ذوات، نظير رجل، مرأة، حجر، بشر، مىشود، همانگونه كه شامل اسماء معانى، همچون مصادر ضرْب، قتْل، علْم، عدْل، و امثال آنها مىشود. خواه لفظ، از الفاظ مواد باشد، نظير مثالهايى كه آوردهشد، يا از الفاظ هيئات افرادى باشد، نظير هيئت فاعل، مفعول، و امثال آنها.