اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٢ - اشكال اساسى نظريه آليت استعمالى
همان معناى حرف و نيز معناى اسم با وجود تصورى است، و وجود تصديقى آن دو، منظور واضع نيست.
از همين نكته به اشكال اصلى فرمايش محقق اصفهانى منتقل مىشويم.
پاسخ اصلى بر اشكال محقق اصفهانى (رحمه الله):
اشكال اصلى فرمايش محقق اصفهانى- كه در واقع پاسخ ايراد ايشان بر صاحب كفايه مىباشد- چنين است:
در اشكال محقق اصفهانى تهافتى با اين توضيح وجود دارد، ايشان از سويى اتحاد ذهن و عين را مىپذيرند، حال آنكه اين اتحاد تنها در وجود تصورى معناى حرفى و معناى استقلالى است و از سويى ديگر اشكال مىگيرند كه اگر در ذهن به دو وجود موجودند، بايد در خارج نيز به دو وجود موجود شوند، در حالى كه تعدد وجود ذهنى اين دو معنا به لحاظ وجود تصديقى آنهاست و اگر نه، به لحاظ وجود تصورىشان در ذهن نيز متحدند همانگونه كه در خارج متحدند. بنابراين فرض اتحادشان در معنا- و در نتيجه تطابق عين و ذهن آنها- مبنى بر وجود تصورى آنهاست و فرض تعددشان در وجود ذهنى، مبنى بر وجود تصديقى آنهاست، و لازم فرض دوم را به عنوان لازم فرض اول برشمردن تهافت و خلف است.
اشكال اساسى نظريه آليت استعمالى:
به نظر ما مسلك آليت استعمالى اشكالى اساسى دارد كه بدين صورت قابل تبيين است، اتحاد معناى اسم و حرف و تقيد وضع آن دو به آليت و استقلاليت عندالاستعمال به دو گونه متصور است:
١) وضع، قبل الاستعمال تحقق نداشته باشد و بالاستعمال تحقق پيدا كند. بنابراين قيد آليت و استقلاليت، قيد موضوعله خواهد بود و نه قيد خصوص وضع؛ چون فرض بر اين است كه وضع، بالاستعمال محقق مىشود و استعمال لفظ در معناى آلى، موجب وضع لفظ براى معناى حرفى مىشود. همچنان كه استعمال لفظ در