اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤١ - اشكال استاد شهيد بر محقق اصفهانى(رحمهما الله)
بنابراين در اينجا دو اتحاد وجود دارد:
١) اتحاد بين معناى تصورى مدلول حرف و اسم و وجود خارجى آن معنا؛
٢) اتحاد بين معناى حرف و معناى اسم.
لازم اين دو اتحاد، همان است كه محقق اصفهانى در اشكال خود بيان كرده است يعنى همانگونه كه در ذهن معناى حرفى- به رغم اتحاد با معناى اسمى- به دو گونه وجود فى نفسه و وجود لا فى نفسه وجود دارد و اتحاد آن دو در عالم ذهن، مانع از اين تنوع وجود ذهنى نشده است، و در عالم خارج نيز عين همين معنا وجود دارد، يعنى وحدت آن دو در عالم خارج نبايد مانع از تنوع وجود آن دو در خارج باشد و بايد بتواند در عالم خارج نيز به دو نحو وجود لا فى نفسه و وجود فى نفسه تحقق يابد، در حالى كه بالبداهه ملاحظه مىكنيم وجود خارجى معناى حرف به هيچ وجه قابليت وجود فى نفسه را ندارد و لازم آن، عدم قابليت وجود ذهنى معناى حرف براى پذيرش وجود فى نفسه است؛ زيرا وجود ذهنى تصورى معناى حرفى، با وجود خارجى آن اتحاد كامل دارد.
آرى اشكال استاد شهيد بر محقق اصفهانى طبق مبناى خود استاد در معناى حرفى قابل توجيه است؛ زيرا استاد شهيد نه تنها وجود ذهنى معانى حرفى را با وجود خارجى آنها متحد نمىداند، بلكه اتحاد آن دو را غير ممكن مىشمارد. لكن نمىتوان ايراد بر محقق اصفهانى را بر اين مبنا استوار نمود؛ چرا كه، اشكال مبنايى مىشود، و اشكال مبنايى خارج از شيوه اهل تحقيق است.
حاصل آنكه نظر محقق اصفهانى به وجود تصورى معناى حرف است كه بلا اشكال عين وجود خارجى آن است. در حالى كه نظر استاد شهيد به وجود تصديقى معناى حرفى در ذهن و عين است، و لذا اشكال ايشان بر محقق اصفهانى وارد نيست.
اينكه گفتيم نظر محقق اصفهانى به وجود تصورى معناى حرف است، به دليل اين است كه محقق آخوند در نظريهخويش، درصدد تفسير و تبيين معنايى است كه حين الوضع منظور واضع است، و طبيعى است كه آنچه حين الوضع منظور واضع است