اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٣ - اشكال اساسى نظريه آليت استعمالى
معناى استقلالى، موجب وضع لفظ براى معناى اسمى مىگردد. بنابراين آليت و استقلاليت، قيد موضوعله قرار گرفته است؛
٢) وضع، قبلالاستعمال تحقق يابد، لكن در حروف به شرط استعمال آلى و در اسماء به شرط استعمال استقلالى لازمآن اين است كه بتوان معنايى جامع و مجرد از آليت و استقلاليت تصوّر نمود كه در هنگام وضع تصوّر شود و واضع، حينالوضع، وضع و اعتبار خود را به استعمال آلى لفظ در آن معنا فى الحروف و به استعمال استقلالى لفظ در آن معنا فى الاسماءمقيد كند.
در فرض نخست:
١) اگر مراد از آليت و استقلاليت، واقع آليت و استقلاليت باشد، دو احتمال وجود دارد:
اول: اينكه آليت و استقلاليت، قيد ذاتى معناى موضوعله باشد كه منجر به اختلاف ذاتى معناى اسم و حرف خواهد شد. اين فرض خلاف مدعاى محقق آخوند است؛
دوم: اينكه آليت و استقلاليت، قيد ذاتى موضوعله نباشد. يعنى موضوعله حرف با موضوعله اسم، اتحاد ذاتى داشته باشند. اين مطلب خلاف واقعيت خارجى است؛ چون در واقع خارجى وجود معناى حرفى، وجود لا فى نفسه و وجود معناى اسمى، وجود فى نفسه است و اختلاف اين دو نوع در خارج، اختلاف بالعرض نبوده بلكه اختلاف بالذات است.
٢) اگر مراد از آليت و استقلاليت لحاظ آليت و استقلاليت نه واقع آن دو باشد، لازمش اين است كه در هنگام وضع، صورت ذهنى معنا با لحاظ تصوّرى- كه كاشف از خارج و فانى در آن است- متصور نباشد، بلكه با لحاظ تصديقى متصور باشد. به عبارت ديگر وجود ذهنى معنا با قيد ذهنيّت، موضوعله باشد؛ زيرا آنچه مىتواند مقيد به قيد لحاظ ذهنى شود، همان صورت ذهنيه بما هى صورت ذهنيه