اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٢٥ - نقد استاد شهيد(رحمه الله) بر تقريب اول
نيست نقيضين، معلول علت واحد باشند. بلكه وجود هر يك از آنها در گرو نفى علت طرف ديگر است.
\* اشكال دوم: اين سخن كه عدم محمولى وصف عنوان خاص، چون تأخر رتبى از موضوع حكم خاص ندارد، نقيض آن به شمار نمىآيد، تأثيرى در نتيجه بحث ندارد؛ زيرا ملاك در استصحاب نافى، احراز عدم مستصحب است. خواه در عرف منطقى نام نقيض بر آن بگذارند و خواه نگذارند. در مانحن فيه فرض بر اين است كه موضوع حكمِ «تحيض بعد الخمسين» مركب از دو جزء است، «مرأه» و «قرشيت» و با نفى جزء دوم به وسيله استصحاب عدم محمولى، عدم موضوع حكم محرز و لازمه آن انتفاى حكم است، اگرچه- به حسب فرض- عدم محمولى وصف قرشيت، نقيض قرشيت مأخوذ در موضوع حكم نباشد[١].
دفع اشكال استاد شهيد (رحمه الله)[٢]:
به نظر مىرسد هيچ يك از دو اشكال استاد شهيد بر تقريب اول نظريه محقق عراقى وارد نيست:
\* اما اشكال اول: مقصود از شرط اتحاد مرتبه بين نقيضين (كه از ابتكارات بنيادين محقق عراقى است) اتحاد مرتبه به لحاظ ماهيت و وجود است. بدين معنى كه نفى وصف در مرحله ماهيت با اثبات وصف در مرحله وجود تنافى ندارد و لذا متناقض نيستند. مثلا جمله «زيد من حيث هو هو ليس بعالم» با جمله «زيد من حيث هو موجود عالم» هيچگونه تناقض و منافاتى ندارد. اين مطلب، مطلب روشن و
[١] . همان، ص ٣٤٧ و ٣٤٨.
[٢] . دفع اشكال از نظريه محقق عراقى بنا بر تقريب اول استاد شهيد.