اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٥٥ - نظريه امام خمينى و شهيد صدر(قدس سرهما)
برگشت مىكند. و وضع عام، موضوعله عام را، در معانى اسماء مبهمه نتيجه مىدهد، كه با مبناى محقق خويى، سازگار نيست.
٣) كلام مقرر محقق خويى، تصريح دارد كه اسماء اشاره و ضماير، براى قصد تفهيم معنى عند الاشارة الخارجية وضع شده «وضعت للدلالة على قصد تفهيم معناها خارجاً عند الاشارة و التخاطب، لا مطلقاً»[١]. و نيز «و من هنا، لا يفهم شىء من كلمه «هذا» مثلًا، عند اطلاقها مجردة عن آيه اشارة خارجية»[٢].
لازم اين مطلب، آن است كه براى هر معنايى كه اسم اشاره در آن بهكار مىرود، وضع جداگانهاى باشد، و در نتيجه، اسماء مبهمه، مشترك لفظى بين معانى غيرمتناهيه بهشمار آيند؛ زيرا هر معنايى كه مثلا لفظ «هذا» در آن بهكار مىرود، معنايى است كه وضع اين لفظ بر آن، مقيد به قيد اشاره خارجى به آن است. و معلوم است كه هر اشاره خارجى، با اشاره خارجى ديگر، متباين است؛ زيرا واقع اشاره در اينجا مراد است، نه مفهوم آن- آنگونه كه در تقرير، به آن تصريح شدهاست-؛ بنابراين، لازم مىآيد اولًا هر اسم از اسامى مبهمه، براى معانى متكثره به اوضاع متكثره غيرمتناهيه، وضع شده باشد، و ثانياً وضع اين اسامى، به نحو اشتراك لفظى باشد، كه افزون بر ناسازگارى آن با وجدان عرفى لغوى، هيچكس- حتى خود محقق خويى-، ملتزم به آن نشده است.
نظريه امام خمينى و شهيد صدر (قدس سرهما):
نظر دو محقق بزرگ، حضرت امام خمينى و شهيد صدر، در مورد وضع اسامى مبهمه، نظر متحدى است، اگرچه با دو بيان، تقرير شده است.
[١] . محاضرات، ج ١، ص ٩٧.
[٢] . همان.