اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٥٢ - اشكال استاد شهيد بر محقق خويى(رحمهما الله)
حاصل اشكال محقق خويى بر صاحب كفايه، اين است كه در وضع اسامى مبهمه، نظير اسماء اشاره براى معانيشان، لازم است قيد خصوصيت اشاره به معنى، يا خطاب به مخاطب معين، در موضوعله آنها لحاظ شود. در حالى كه در وضع الفاظ حروف براى معانيشان، لازم نيست قيد لحاظ آلى در موضوعله آنها اخذ شود. همانگونه كه لازم نيست قيد لحاظ استقلالى در موضوعله اسماء اخذ شود؛ زيرا قيد، در معانى حروف، قيد لحاظ آلى است و لحاظ، شرط استعمال است؛ چون استعمال لفظ در معنا، متوقف بر لحاظ لفظ و معناست؛ بنابراين، لحاظ آلى در مقام استعمال لفظ موضوع براى معناى حرفى، ضرورتى اجتنابناپذير است؛ و لذا، نيازى به اخذ آن در موضوعله نيست. برخلاف اسماء اشاره و نظاير آنها، كه قيد اشاره، لازمه استعمال آنها در معناشان نيست، و لذا بايد قيد مذكور، در موضوعله آنها لحاظ شود.
اشكال استاد شهيد بر محقق خويى (رحمهما الله):
استاد شهيد صدر، اشكال محقق خويى را دفعمىكند. حاصل دفع، اين است:
آنچه در مقام استعمال الفاظ حروف، ضرورى است، اصل لحاظ معناست، نه آليت لحاظ؛ بنابراين، در معانى حروف نيز بايد به نحوى قيد آليت، لحاظ شود. لكن همانگونه كه اين نياز را مرحوم صاحب كفايه در معانى حروف، با تقييد وضع برآورده مىكند، در وضع اسامى اشاره نيز مىتوان نيازمندى به اشاره به معنا يا خطاب معنا را، از طريق تقييد وضع آنها به اشاره يا خطاب، تأمين نمود. و نيازى به تقييد موضوعله به قيد اشاره يا خطاب، نخواهد بود.
استاد شهيد صدر، پس از دفع اشكال محقق خويى، دو اشكال ديگر بر محقق صاحب كفايه وارد مىكند كه حاصلش چنين است:
١) لازم نظريه آخوند، مبنى بر اتحاد معنا بين اسم اشاره نظير «هذا»، و معناى لفظى كه در تبيين معناى آن گفته مىشود نظير «مفرد مذكر»، آن است كه «هذا»- مثلا-، با كلمه «مفرد مذكر»، مترداف باشد و بتوان «مفرد مذكر» را به جاى «هذا» بهكاربرد.