اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢١٣ - نقد سوم
كه عموم در عموم عددى و عموم بالتثنيه چنين نيست. دلالت «اربعه» بر «زيد و خالد و بكر و عمرو» و نيز دلالت صيغه تثنيه بر «زيد و بكر» تفاوت روشنى با دلالت ادات عموم نظير «كل عالم» يا «العلماء» بر افراد طبيعت عالم دارد. با اين توضيح كه شمول لفظ در عام نسبت به افراد، به لحاظ اين است كه افراد طبيعت واحد هستند، امّا شمول لفظ در عموم عددى يا عموم بالتثنيه، به لحاظ شمول طبيعت نسبت به افراد خود نيست بلكه به لحاظ اين است كه لفظ مستقيماً بر افراد مقيد به عدد اربعه يا تثنيه وضع شده است نه به لحاظ شمول افراد طبيعت از آن نظر كه مصاديق و افراد آن طبيعتند.
هر جا شمول و عموم، به واسطه انطباق طبيعت بر افراد تحقق يابد، به دليل انحلال طبيعت به عدد افراد، انحلال مراد جدى به انحلال فوق، معقول و متصور است همانگونه كه انحلال مراد استعمالى نيز ممكن و معقول است. اما آنجا كه لفظ براى معناى وحدانى شاملى وضع شده كه منطبق بر افراد نيست، جايى براى انحلال مراد استعمالى يا مراد جدى وجود ندارد.
نقد سوم:
اصالة الجد از مقولهةة دلالت و ظهور رفتارى است كه وصف رفتار گويندهاست؛ زيرا از يك سو مقوله جد و هزل از اوصاف رفتار است و از سوى ديگر گفتار گوينده، يك واحد رفتارى است. در نتيجه جدّى بودن آن نسبت به بخشها و اجزاى معنا قابل تجزيه و تفكيك نيست تا بتوان اصالةالجد را نسبت به بخشى از معناى عام جارى دانسته و نسبت به بخشى ديگر منتفى بدانيم[١].
[١] . بحوث فى علم الاصول، ج ٣، ص ٢٧٣.