اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٦٣ - ٤ نظريه تحصيص و ابراز(نظريه محقق خويى(رحمه الله))
دلالت مىكند كه پيش از آن كه در كلام آيد در ظرف ذهن متكلم وجود دارد و با كلام متكلم به سامع رسانده مىشود.
اشكال چهارم:
اشكال نقضى است با اين تقرير كه بر مبناى اين نظريه، هرگاه طرف نسبت، معنايى ممتنع يا معدوم باشد، معناى حرفى قابل توجيه نيست؛ زيرا بنابر اينكه معانى حرفيه از وجودات ربطى خارجى حكايت كنند، عروض وجود رابط خارجى بر ممتنعات و معدومات متصور نيست. در حالى كه بالوجدان، تعلق معناى حرفى را به ممتنعات و معدومات شاهديم، نظير نسبت اضافه در مفهوم «امتناع اجتماع النقيضين» يا نسبت خبريه در «شريك البارى ممتنع».
[٤]: نظريه تحصيص و ابراز (نظريه محقق خويى (رحمه الله))
سيد استاد؛ محقق خويى حروف را به دو دسته تقسيم مىكند كه دسته اول به عقيده ايشان براى افاده تحصيص معانى اسميه وضع شده است، و دسته دوم براى افاده ابراز ما فىالنفس وضع شده است و دليل صحت اين نظريه را بطلان ساير نظريهها و انسجام اين نظريه با وجدان عرفى و عقلايى مىداند.
در اينجا نظريه استاد را با طرح يك مقدمه كوتاه و ذكر دو بخش شامل چند بند تبيين نموده، و در آخر نتايج مترتب بر اين نظريه را به ترتيب زير عرضه مىداريم.
حروف بر دو دستهاند:
١. حروفى كه بر مفردات و مركبات ناقصه وارد مىشوند، مانند إلى، على، فى، من، و امثال آنها.
٢. حروفى كه بر جمل و مركبات تامه وارد مىشوند، نظير حروف نداء، تمنى، تحضيض، ترجى، و امثال آنها.