اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٦٩ - اشكال سوم
ابراز خارج از آن است و از توابع و آثار آن مىتوان شمرد، و اگر مراد، نفسِ تحصيص و ابراز است- چنانكه اشاره كرديم- بدون آن معناى نسبى، تهى از معنا و مفهوم است.
إن قلت: اين ادعا كه لفظ حرف براى ذات معناى نسبت بينالطرفين وضع شدهباشد با مسلك مشهور در وضع سازگار است، اما بنابر نظريه تعهد در تفسير وضع- كه وضع را تعهدى از سوى واضع مىداند مبنى بر اينكه استعمال نكند لفظ را مگر عند اراده المعنى المعين- نفس تحصيص، موضوعله مىشود بدين ترتيب كه واضع متعهد مىشود كه لفظ حرف را بهكار نبرد إلا لتحصيص المعنى أو لإبراز الاعتبار النفسانى.
قلت: معناى تحصيص، استعمال لفظ است در معنايى كه معروضِ نسبت گشته است. بنابراين معناى تعهد واضع در وضع حروف چنين خواهد بود «أتعهّد أن لا أستعمل هذا اللفظ إلا فى المعنى المعروض للنسبة الخاصّة» فوجود النسبة سابق على التحصيص الحاصل بالاستعمال.
بنابراين، حتى بر مبناى نظريه تعهد معنايى كه واضع استعمال لفظ را در آن متعهد مىشود، سابق بر تحصيص است و لذا خود تحصيص نمىتواند موضوعله لفظ حرف باشد- و لو على التعهد-.
اشكال سوم:
٣) استاد شهيد صدر ابتناى اين نظريه را بر مبناى تعهد نمىپذيرد و ارتباط بين اين دو مقوله را منكر است؛ زيرا چنانكه بيان مىدارد آنچه در اينجا- در معناى حرفى- مورد بحث است فرق ميان مدلول تصورى حروف با مدلول تصورى اسماء است، بنابراين، سخن در اين است كه مدلول تصورى معانى حروف چيست؟ خواه التزام به استعمال لفظ در موارد قصد اين مدلول تصورى در ميان باشد- چنانكه نظريّه تعهد مدعى آن است- و خواه چنين التزامى در كار نباشد- چنانكه نظريات ديگر