اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٦٥ - نوع اول تعارض عام با اطلاق مفهوم مخالف
حكم به حرمت آن مىكند و منطوق با عموم خود حكم به جواز آن مىكند، و مورد افتراق عام «الاعتداء على الذمّى بغير المثل الاعلى اوالادنى» است و مورد افتراق منطوق «جواز الاعتداء بالمثل على المسلم» است. مفهومى كه لازم مابهالافتراق منطوق است عبارت است از «جواز الاعتداء بما دون المثل على الذمّى» كه در نتيجه بخشى از عام كه «الاعتداء على الذمّى بالمثل» باشد بهوسيله منطوق نفىمىشود، و بخشى ديگر از عام كه «اعتداء على الذمّى باللأدنى» است بهوسيله مفهوم نفىمىشود، لكن مفهوم در اينجا تمام مابهالافتراق عام از منطوق را شامل نيست؛ زيرا مفهوم شامل «الاعتداء على الذمّى بالأعلى» نمىشود، در حالى كه عام شامل آن است.
در اين صورت نتيجه معلوم است و آن تخصيص عام بهوسيله منطوق و مفهوم است؛ زيرا تقديم عام موجب سقوط تمام مدلول دليل منطوق مىشود، لكن تقديم دليل منطوق كه تقديم مفهوم را نيز در پى دارد موجب سقوط تمام دليل عام نخواهد شد.
بخش دوم: رابطه دلالتى عام معارض با مفهوم مخالفت:
تعارض عام با مفهوم مخالفت، گاه تعارض با اطلاق مفهوم است و گاه تعارض با اصل مفهوم، و عام نيز دلالتش بر عموم، گاه به وضع است و گاه با اطلاق و مقدمات حكمت. از سويى ديگر، تعارض مفهوم مخالفت با عام، گاه به عموم و خصوص مطلق است و گاه به عموم و خصوص منوجه.
بنابراين بحث در اينجا در دو قسمت اصلى انجام مىگيرد:
نوع اول: تعارض عام با اطلاق مفهوم مخالف:
اينكه تعارض عام با اطلاق مفهوم مخالفت باشد نه با اصل آن. در اينجا چهار حالت وجود دارد: