اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٦٥ - بخش دوم حروف إبرازى
در قضيّه «زيد فى الدار» كلمه «فى» توانسته است بر تحصيص زيد و دار دلالت كند و قصد افاده نسبت تحصيصى ظرفيت دار را نسبت به زيد ابراز نمايد؛
٣) آنچه گفتيم با نظريه مختار (مختار محقق خويى) در وضع الفاظ- كه بر مبناى تعهد استوار است- سازگار و هماهنگ است؛ زيرا بنابر نظريه تعهد، وضع عبارت است از تعهد واضع كه براى قصد تفهيم معنايى معين از لفظ معين استفاده كند. بنابراين، واضع در وضع حروف و هيئات متعهد مىشود براى افاده تحصيص معانى اسمى، از حروف و هيئات استفاده كند و براى هر نوعى از انواع تحصيصات، حرفى يا هيئتى مناسب وضع نمايد.
بخش دوم: حروف إبرازى:
آن دسته از حروفند كه همچون جمل انشايى، ضمن افاده معناى تام «يصح السكوت عليه» براى دلالت بر قصد ابراز امر نفسانى غير حكايت وضع شدهاند. اين مطلب ذيلًا در دو بند توضيح داده مىشود.
١) تفاوت ميان جملههاى انشايى با جملههاى خبرى اين است كه جملههاى خبرى، براى دلالت بر قصد حكايت از واقع وضع شدهاند، لكن جملههاى انشايى براى دلالت بر قصد ابراز امرى نفسانى به جز حكايت از واقع وضع شدهاند، نظير قصد انشاء بيع در «بعت» يا قصد ايقاع در «طلّقت».
ايندسته از حروف نظير ليت؛ لعل؛ هل و امثال آنها براى ابراز امر نفسانى تمنى؛ ترجى؛ طلب فهم و امثال آنها وضع شدهاست. مثلا آنجا كه متكلم قصد ابراز تمنى نفسانى خويش را دارد به كلمه «ليت» نياز دارد، و براى ابراز آن امر نفسانى از اين كلمه بهره مىجويد، همچنانكه در موارد قصد ابراز ترجى از «لعل» و در موارد قصد نداء از «يا» و هكذا ... استفاده مىكند.