اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٤٦ - اشكال چهارم(استاد شهيد(رحمه الله))
تالى فاسد سوم نيز منتفى است. على هذا آنچه به عنوان تالى فاسد مىتوان پذيرفت همان تالى فاسد اول است.
\* احتمال دوّم: اينكه مقصود استيعاب مراد استعمالى مدخول باشد.
لكن از اين احتمال نمىتوان نتيجه گرفت كه دلالت ادات بر عموم، متوقف بر جريان مقدمات حكمت در مدخول است؛ زيرا مراد استعمالى به مقتضاى اصالة الحقيقة، ما وضع له اللفظ است كه ذات طبيعت مدخول است كه همان لا بشرط قسمى به معناى ذاتالطبيعة مع عدم لحاظ القيد يا همان طبيعت مطلقه به حمل شايع است. بنابراين ادات داخل بر اين طبيعت مطلقه، بدون نياز به جريان مقدمات حكمت، بر استيعاب و عموم نسبت به همه افراد طبيعت دلالت دارد.
\* احتمال سوم: اينكه مقصود، وضع ادات براى استيعاب صورت ذهنيه مدخول لدىالمتكلم فى مقام الاستعمال باشد، و از آنجا كه صورت ذهنيه لدىالمتكلم نمىتواند مهمل باشد، بلكه چون متعلق لحاظ متكلّم است بايد يا مطلق باشد و يا مقيد؛ بنابراين براى آنكه سامع احراز كند كه صورت ذهنية لدىالمتكلم عند الاستعمال صورت مطلقه است و نه مقيده، بايد مقدمات حكمت را جارى كند.
استاد شهيد بر اين احتمال دو اشكال زير را وارد مىكند:
١) لازمه اين فرض اين است كه كيفيت تصور مدخول به وسيله متكلم از نظر اطلاق و تقييد، در موضوعله ادات اخذ شود. اين مطلب در وجدان عرفى لغوى بسيار غريب و واضح البطلان است.
٢) نزد عقلاء، اصلى وجود ندارد كه بتوان با آن صورت ذهنية لدىالمتكلم را مشخص نمود. و در مقام استعمال، تنها دو اصل وجود دارد كه يكى اصالةالحقيقة