اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٩٨ - قاعده سوم دلالت تصديقى استعمالى و تفهيمى در معانى حرفى
مقامى نيز كه همگى از شؤون دلالت تصديقى كلام است در معانى حرفى غيرانشايى قابل جريان نبوده و تنها در حروفى كه معانى آنها انشايى است قابل جريان است.
بنابراين، بهرغم آنچه در بالا در رابطه با قابليت اطلاق و تقييد در معانى حرفى گفتيم، نظر به عدم جريان مقدمات حكمت در مداليل تصورى، و نظر به اينكه مفاد حروف غيرانشايى، نسب تامه نيست كه مدلول تصديقى داشته باشند بلكه مفاد آنها مدلول تصورى است، جريان مقدمات حكمت و ساير انواع اطلاق- كه از شؤون مداليل تصديقىاند- در مورد معانى حرفى غيرانشايى ممكن نيست.
امّا در حروفى كه در نسب تامه انشايى به كار مىروند، نظير مواردى كه قبلًا به آنها اشاره شد، نظر به دلالت تصديقى نسب مذكور، جريان اطلاق و مقدمات حكمت بلا اشكال است.
قاعده سوم: دلالت تصديقى استعمالى و تفهيمى در معانى حرفى:
آنچه در مورد عدم دلالت تصديقى در نسب ناقصه و در نتيجه در معانى حرفى در نسب غير اعتبارى گفتيم، مربوط به دلالت تصديقى گفتارى يا كلامى است كه همان دلالت تصديقى ناشى از اراده جدى است. لكن همانگونه كه در اوايل مبحث استعمال گفتيم، دو نوع دلالت تصديقى ديگر داريم كه از شؤون رفتار ارادى است و بر گفتار نيز از آن نظر كه نوعى رفتار ارادى است مترتب مىشود. اين دو نوع دلالت تصديقى عبارتاند از «دلالت تصديقى استعمالى و دلالت تصديقى تفهيمى». اين دو نوع دلالت تصديقى، در موارد نسب غير تامه نيز وجود دارند و لذا در موارد معانى حرفى در نسب غير اعتبارى نيز وجود دارند. البته اين دو نوع دلالت تصديقى، منشأ جريان اطلاق نخواهند شد؛ زيرا جريان اطلاق، متوقف بر دلالت تصديقى نوع سوم است كه همان دلالت تصديقى جدى است كه مختص نسب تامه است.