اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥١٦ - بحث دوم منشائيت مرحله استعمال براى اطلاق اسماء اجناس
و نيز، نتيجه مىگيريم كه آنچه تاكنون در رابطه با موضوعله الفاظ اجناس بيان كرديم، تنها قابليت دلالت اسماء اجناس را بر اطلاق يا تقييد- و نه فعليت آن را-، نتيجه مىدهد؛ زيرا آنچه نتيجه بحث گذشته ماست، اين است كه اسماء اجناس، در مقام وضع براى ذات ماهيت ملحوظه به لحاظ تصورى وضع شده است، كه نتيجه آن، قابليت معنا براى هر دو حالت اطلاق و تقييد است.
و از آنجا كه اين قابليت نشأت گرفته از وضع، قابليتى دوگانه است؛ بنابراين، براى فعليت يافتن هر يك از اين دو قابليت (خواه قابليت اطلاق، يا قابليت تقييد)، نياز است كه در مرحله استعمال، عنصرى وجود داشته باشد كه هر يك از اين دو قابليت را به فعليت برساند. يا به تعبيرى ديگر، يكى از دو قوه دلالت لفظ طبيعت را- كه در نتيجه وضع، فراهم آمده است-، فعليت بخشد.
بنابراين، دلالت الفاظ طبايع بر اطلاق، اگرچه در مرحله قوه ناشى از وضع است، لكن در مرحله فعليت، نتيجه مقام استعمال است.
بحث دوم: منشائيت مرحله استعمال براى اطلاق اسماء اجناس:
پس از آنكه در بحث گذشته معلوم شد موضوعله اسماء اجناس، ذات ماهيت است، نه ماهيت با قيد وجودى يا عدمى، و نه ماهيت با قيد اطلاق؛ نتيجه مىگيريم كه در مرحله مدلول تصورى لفظ اسم جنس (يا لفظ دال بر طبيعت) نه اطلاق، وجود دارد و نه تقييد؛ بنابراين، اطلاق همچون تقييد از شؤون مدلول تصديقى و مربوط به مرحله استعمال لفظ است.
اكنون جاى اين سؤال وجود دارد كه با توجه به تعدّد مراحل استعمال، و نيز تعدّد مراتب مداليل تصديقى- به شرحى كه در گذشته بيان شد-، اطلاق از كدام مرحله از مراحل استعمال نشأت گرفته، و به كدام مرتبه از مراتب سهگانه دلالت تصديقى تعلق دارد.
پاسخ سؤال مذكور، چنين است: