اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٧٠ - اشكال بر استاد شهيد(رحمه الله)
همزمان بوده و بنا بر مبناى محقق عراقى، موجب انحلال حكمى و جريان اصل عملى يا لفظى در ساير اطراف است[١].
اشكال بر استاد شهيد (رحمه الله):
استاد شهيد در فرق بين اصول عملى و اصول لفظى، تساقط اصول لفظى در اطراف علم اجمالى به مخصص را مبتنى دانستند بر اينكه مقتضى حجيت در اصول لفظى- در اطراف علم اجمالى به مخصص- منتفى باشد؛ چرا كه مقتضى حجيت در آنها مقيد به عدم مخصص است، اعم از تفصيلى يا اجمالى. به خلاف اصول عملى كه تساقط در آنها در اين مورد به دليل تعارض مقتضيات است، چنانكه در بالا توضيح داده شد.
بيان استاد شهيد محل تأمل است؛ زيرا تساقط در اصول لفظى نيز در اينجا بر اساس تعارض مقتضيات است و دوران امر در اينجا نيز بين حجت و حجت معارض است نه بين حجت و لاحجت، تا در مورد عدم تقارن علم اجمالى با علم تفصيلى در طرف علم اجمالى گفته شود «پس از علم تفصيلى به مخصص در طرف، معلوم مىشود كه طرف معلوم بالتفصيل، از آغاز حجت بوده و طرف ديگر از آغاز حجت نبوده است. بنابراين اشكال حيات مجدد پس از سقوط در طرف ديگر منتفى است». دليل اين مطلب آن است كه- همانگونه كه در گذشته نيز اشاره كرديم- بحث در اصول لفظى در مانحنفيه، بحث در كاشفيت مراد استعمالى از مراد جدى است، نه بحث از حجيت كه حكم عقلى و موكول به مباحث حجيت است.
در موارد علم اجمالى به مخصص، آنچه موجب تساقط اصالةالعموم در اطراف علم اجمالى مىشود، علم اجمالى به وجود مانع از تاثير مقتضى دلالت بر عموم مراد جدى در عمومات اطراف علم اجمالى و در نتيجه، تمانع مقتضيات در تأثير است. بنابراين، همانگونه كه در مورد اصول عملى، امر بين حجت و حجت معارض داير است، در
[١] . بحوث فى علم الاصول، ج ٣، ص ٣٦١ و ٣٦٢.