اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٣٧ - بخش چهارم معناى اسم جنس علم
بخش چهارم: معناى اسم جنس عَلَم
از آنچه در اسم جنس مدخول الف و لام گفتيم، معناى اسم جنس عَلَم- نظير اسامه براى شير- نيز معلوم مىشود. معناى اسم جنس عَلَم، همان معناى جنسى مدخول الف و لام است. با اين تفاوت كه در مدخول الف و لام، تعين، مفاد الف و لام است، لكن در عَلَم جنس، تعين، در معناى موضوعله است؛ بنابراين، موضوعله در اسم جنس عَلَم، معناى حقيقى متعين به تعين ذهنى است، لكن نه به نحوى كه تعين ذهنى، قيد در موضوعله باشد. بلكه تعين ذهنى در اينجا، به معناى تعين در مقام لحاظ تصورى است، كه لحاظى كاشف و حاكى از خارج است.
توضيح: همانگونه كه در مفاد الف و لام گفتيم، كه مفاد آن، تعين معناى جنسى بالاشارة الذهنية است، در معناى عَلَم جنس نيز بايد گفت موضوعله آن، معناى جنسى متعين بالإشارة الذهنية است؛ بنابراين، دو نوع وضع اسم، براى معناى جنسى وجود دارد:
\* نوع اول: وضع اسم جنس، براى معناى جنسى صِرف. در اين نوع وضع، كه وضع اسماء اجناس براى معانى آنهاست، اگرچه معناى موضوعله، ملحوظ ذهنى است، لكن ملحوظ ب- «اللحاظ الإشارى»، كه به معناى تعيين ملحوظ است، نيست. بلكه تعين، در اين نوع لحاظ، نظير تعين خارجى شىء است كه به مجرد وجود خارجى آن، تحقق پيدا مىكند؛