اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٣٦ - صحيح در معناى الف و لام داخل بر جنس
لفظ خاصى استفاده مىشود. لفظى كه در زبان عرب براى اين اشاره ذهنى وضع شده، الف و لام است.
دخول الف و لام بر لفظ دال بر جنس، بر تعين معناى جنسى مدخول آن دلالت مىكند؛ لهذا در آنجا كه الف و لام، بر اسم معرفه داخل مىشود، چنين نيست كه فاقد معنا باشد، بلكه بر همان معناى تعين ذهنى دلالت مىكند؛ با اين تفاوت كه اين تعين، نظير اشاره خارجى به چيزى است كه در نتيجه منحصر به فرد بودن، خود به خود، تعين دارد، لكن در اشاره خارجى، آنچه خود، متعين است، بهوسيله اشاره در مقام اشاره، متعين مىشود.
بنابراين، الف و لام داخل بر معرفه، اگرچه مفيد تعين مدخول است، لكن اين تعين، معناى جديدى بر لفظ نمىافزايد، بلكه اشاره ذهنى به معنايى است كه فىنفسه، متعين است.
بر اين تقريب، اشكال صاحب كفايه وارد نيست؛ زيرا ذهنى بودن، قيد معناى لحاظ شده نيست. و از آنجا كه لحاظ ذهنى معناى جنسى، لحاظ تصورى است، بنابراين، حاكى و كاشف از خارج است. كاشفيت از خارج اين معناى جنسى ملحوظ به لحاظ تصورى، كه بهوسيله اشاره ذهنى مدلول الف و لام، در ذهن متعين شده، به معناى تعين خارجى مدلول اسم جنس نيست، تا گفتهشود كه مدلول اسم جنس، تعين خارجى ندارد. بلكه اين تعين، همانگونه كه بيان شد، تعين ذهنى است، و به معناى اشاره ذهنى به آن است، كه هيچ قيدى را- حتى قيد ذهنى بودن را- بر آن نمىافزايد.
و از آنجا كه اين تعين، تعين بالاشارة الذهنية است، اين اشكال پيش نمىآيد كه معناى اسم جنس، پيش از ورود الف و لام نيز، فىذاته، متعين است، و الف ولام، معناى جديدى بر معناى اسم جنس نمىافزايد؛ زيرا تعين ذاتى معناى جنسى، به معناى تعين در مقام اشاره ذهن نيست. آنچه الف و لام، بر معناى جنسى صِرف مىافزايد، تعين بالاشارة الذهنية است، كه نظير تعين خارجى شىء بهوسيله اشاره خارجى است كه با تعيّن ذاتى مشاراليه در عالم خارج منافات ندارد.