اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٤١ - بررسى اشكالات
كه در عالم ذهن و اعتبار، مىتوان كاشفيت هر يك از دو اماره يا دو ظهور را به عدم منكشف در ديگرى مقيد نمود. لكن در عالم واقع و عين، كاشفيّت بالفعل تقييدپذير نبوده و امر آن داير بين الوجود و العدم است و لذا وقتى دليل قطعى بر كذب يكى از دو اماره قائم باشد، كاشفيت هر دو از ميان خواهد رفت و نمىتوان گفت كاشفيت هر يك از آن دو مقيّداً به عدم منكشف در ديگرى باقىمىماند و يا به تعبيرى هر يك به كذب ديگرى مقيد مىشود. در مانحنفيه نيز با قيام مخصّص عقلى بر عدم اراده جدى يكى از دو فرد، كشف ظهور جدى عام نسبت به شمول هر يك از آن دو فرد ساقط مىشود، نه اينكه به كذب ديگرى مقيد شود.
\* راه حل تفصيلى صحيح اشكال:
به نظر ما لازم است راه حل صحيح اشكال هم به لحاظ ثبوت و هم به لحاظ عالم اثبات، و در عالم اثبات نيز، هم به لحاظ ظهور استعمالى و هم به لحاظ ظهور جدى در نظر گرفته شود.
به همين منظور، بايد ابتداء مسلّمات موجود در مانحنفيه را در نظر بگيريم تا در پرتو آنها راه حل فنّى مسئله را به دست آوريم. اين مسلمات عبارتند از:
١) ظهور تصورى و ظهور استعمالى عام نسبت به هر يك از دو فرد متباين، محفوظ و باقى است و مخصّص عقلى- خواه متصل يا منفصل- تنها به ظهور جدى عام در هر يك از دو فرد متباين آسيب مىزند؛
٢) ظهور جدى عام تنها به اندازه مخصّص معلوم التخصيص آسيب مىبيند و نسبت به مازاد، باقى است؛
٣) در ما نحنفيه مخصّص، تنها يكى از دو فرد طرف ترديد را خارج كرده و ظهور جدى عام نسبت به فرد اجمالى غيرخارج بالتخصيص باقى است. همانگونه كه ظهور استعمالى تصورى نسبت به كلا الفردين سالم و باقى است.