اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٣٧ - بيان صحيح از تقريب دوم(رساله استصحاب عدم ازلى)
نمىتوان عدمالوصف متأخر از موضوع به دو رتبه را احراز نمود تا نقيض وجودالوصف متأخر به دو رتبه باشد كه منشأ اثر و موضوع حكم است[١].
آنچه بيان شد، تقرير استدلال محقق عراقى بر تفصيلى بود كه مدعى آن است،- طبق آنچه در رساله استصحاب عدم ازلى ايشان آمده است- تفاوت اين تقرير با بيان استاد شهيد از اين نظر است كه افزون بر مقدمه سوم، متضمن دو مقدمه اول و دوم نيز هست كه در بيان استاد شهيد مورد توجه جدى قرارنگرفتهاند.
بنابر مقدمه اول محقق عراقى، عروض تقيد بر قيد در عالم جعل و به لحاظ عالم ذهن است و بدين ترتيب هر دو اشكال اول و دوم استاد شهيد مندفع است. بنابر مقدمه دوم ايشان، اشكال مبنايى استاد شهيد مبنى بر اينكه «سخن در صدق نقيض منطقى نيست و ملاك نفى قيد هم با استصحاب عدم ازلى حاصل است»، دفع مىشود؛ زيرا در مقدمه دوم فرض است كه بايد مجراى استصحاب منشأ اثر باشد و اين منشأ اثر بودن به يكى از دو وجه است؛ يا خود مستصحب، موضوع اثر شرعى باشد؛ يا رفع آن و چون غير نقيض آن رفع آن نيست، تنها بر نقيض حقيقى آن صادق است، و در نتيجه منشأ اثر نخواهد بود.
از آنچه گفتيم روشن شد تقريب دوم نظريه محقق عراقى نيز كه با تقريب اول در لبّ كلام يكى است، تقريب صائبى است. مبناى ايشان- چنانكه اشاره شد- همان مبناى قول به جريان استصحاب عدم ازلى به طور مطلق است و معظمله به تفصيلى در محل نزاع قائل نيستند كه بتواند، مقابل قول به اطلاق در جريان استصحاب عدم ازلى قلمداد شود.
[١] . رساله استصحاب عدم ازلى چاپ شده در پيوست رساله« روائع الأمالى فى فروع العلم الإجمالى»، ص ١٧٢- ١٧٦.